قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي
598
درة التاج ( فارسى )
صفحه سطر 37 - 4 - اجتماع چند علّت بر معلول واحد بنوع جايز است . 37 - 8 - عدم ممكن مستند بعدم علّت اوست . 37 - 16 - بطلان دور . 37 - 23 - ابطال تسلسل در علل ، و امورى كه مترتب و مجتمع در وجود باشند . 38 - 5 - تحقيق در بطلان تسلسل . 38 - 10 - برهان وسط و طرف . 39 - 1 - جريان براهين تسلسل در امورى كه ميانشان ترتيب و معيّت در هستى است . 39 - 5 - برهان تطبيق . 39 - 8 - شق اول برهان اگر صادق شود . 39 - 11 - شق دوم برهان اگر صادق نشود برو و ازين . 39 - 13 - بيان اينكه : برهان بطلان تسلسل در چيزهائى كه اجتماع در وجود ندارند ( از قبيل حوادث نامتناهى ) جارى نمىشود . 39 - 15 - بيان اينكه : برهان بطلان تسلسل در چيزهائى كه مترتّب نيستند از قبيل نفوس مفارقهء بشرى بقول فلاسفه جارى نمىشود . 39 - 23 - برهان بر اينكه از واحد حقيقى جز واحد صادر نمىشود . 40 - 16 - بيان اينكه در سلب ، و اتّصاف ، و قبول دو چيز لازم است ، و در علّيت و اقتضاء يك چيز . 40 - 22 - بيان معنى صدور علّت از معلول . 41 - 7 - بيان اينكه صدور چند چيز از واحد حقيقى با اعتبار جهات و حيثيّات مختلف جائز است . 41 - 12 - برهان بر امتناع صدور بسيط از مركّب . 42 - 7 - برهان بر اينكه علّت حادث بايد مركّب و حادث باشد نه بسيط . 42 - 9 - شق اول برهان ( بساطت علّت حادث ) . 42 - 13 - شق دوّم برهان ( تركب علّت حادث ) . 43 - 3 - هيچ حادثى واحد حقيقى نيست . 43 - 5 - يك چيز بيك جهت نمىتواند قابل و فاعل باشد . 43 - 12 - معلول ممكن نيست در هستى برابر علّت باشد . 43 - 15 - ذات علّت بىنياز از معلول است ، و ذات معلول نيازمند بعلّت .