قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي
591
درة التاج ( فارسى )
صفحه سطر 2 - 21 - وجود مقول بتشكيك است . 3 - 3 - وحدت مفهوم هستى - و مقول بتشكيك بودن آن بىنياز از برهانست . 3 - 13 - فرق ميان تعيّن هستى و ساير اعراض . 3 - 20 - برهان بر اينكه هستى از محمولات عقلى صرف است . 3 - 21 - هستى زائد بر ماهيّت است . 4 - 1 - برهان بر اينكه : هستى كه بر ماهيّات حمل مىشود ما بحذاء ندارد . 4 - 10 - بيان اينكه : اگر هستى عرض خارجى باشد تقدّم شىء بر نفس لازم آيد . 4 - 15 - بيان اينكه : اگر هستى عرض خارجى باشد اعمّ اشياء نباشد . 4 - 17 - دليل ديگر بر اينكه اگر هستى را حقيقت خارجى باشد تسلسل لازم آيد . 4 - 23 - بيان اينكه مجعول بالذّات نفس ماهيت است ، نه وجود . 5 - 1 - هستى و شىء از معقولات ثانيهاند . 5 - 5 - اطلاقات هستى . 5 - 12 - انقسام موجود بفرض عقل به چهار قسم : 5 - 13 - موجود لذاته و بذاته - ( واجب الوجود ) . 5 - 16 - موجود لذاته لا بذاته - ( جوهر ) . 5 - 19 - موجود لا لذاته و لا بذاته - ( عرض ) . 5 - 22 - موجود بذاته لا لذاته ( كه ممكن نيست در خارج يافته شود ) . 6 - 3 - انقسام ديگر موجود به دو قسم : 6 - 4 - موجود بذات يعنى چيزهائى كه در اعيان حصول دارند ( چون بياض و سواد ) . 6 - 8 - موجود بعرض يعنى چيزهائى كه در اعيان حصول و وجود محمولى ندارند ( بلكه فقط وجود رابط دارند همچون عمى - و سكون ) . 6 - 11 - وجود كتبى و لفظى اشياء هستى مجازى آنها است - نه وجود حقيقى . 6 - 15 - اثبات هستى ذهنى از طريق تصوّر و تميز چيزهائى كه در خارج نيستند . 6 - 20 - اعتراض بر دليل سابق الذكر به اين كه ممكن است امورى كه در خارج نيستند بوجودى غايب از ما موجود باشند . 6 - 21 - جواب از اعتراض مذكور به اين كه اين فرض در ممتنعات نمىآيد . 6 - 21 - بيان اينكه اجتماع ضدّين در ذهن محال نيست ، و از علم بسخونت تسخّن عالم لازم نمىآيد .