قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي
553
درة التاج ( فارسى )
متناهى . و از الوان بعضى مشرقاند ، و قريب بطباع ضوء ، جون ارجوانيّت ، و فيروزجيّت ، و خضرت ناصعه ، و حمرت صافيه ، و بعضى مظلم ، - جون غبرت ، و كهبت ، و عوديّت ، و سواد ، و امثال آن . و انفعال بصر از لون - جون مانعى نباشد ، اگر داخل گيريم در مفهوم لون ، و مقوّم آن ، بس هيج از الوان را حصولى در ظلمت نباشد ، - جه ما در ظلمت آن را نمىبينيم ، و اين نه از آنست كى هواء مظلم عايق است از ابصار آن ، جه در آن كيفيّتى عايق از ابصار نيست ، و الّا : كسى كى در غارى مظلم نشستى ، و در بيرون غار جسمى مستنير بوذى آن جسم را نديذى . - بس عدم رؤيت آن به جهت عدم حصول اوست در ظلمت ، اگر بر آن تقدير فرا گيرند . و اگر آن انفعال را مقوّم لون نگيريم ، و نه جزوى از مفهوم آن ، از آن بيش ازين لازم نيايذ ، كى ضوء شرط باشد در صحّت آنك او مرئى « 1 » باشد ، نه در تحقيق او در نفس او ، - بل كى لازم [ نيز ] نيايد كى ضوء شرط باشد على الاطلاق ، بل جايز باشد كى اين مثل آن باشد - كى در شرائط حدوث ، و علل حصول صوت گفتيم . و گاه باشد كى توهم كنند در الوان كى جواهرند ، و اين خطائيست كى منشأ آن تجويز مفارقت ايشان است ، از محالّ ايشان ، و قيام ايشان بذات خويش - و ايشان ايشان باشند ، بر وجهى كى ممتنع است در انتقال - الأعراض ، بسبب آنك امتناع آن - انتقال ، ببديهه ، نمىدانند . و آنج دلالت مىكند [ بر ] عدم جواز او ، آن است : كى [ سواد مثلا جون مفارق محل باشد : يا ممكن باشد احساس به آن ، يا نه اگر ممكن باشد و فرض كنند كه ] احساس به او كردند ، بس به او اشارتى باشد ، و او با مقدارى باشد ، و مفهوم از مقدار غير مفهوم است از سواد ، به جهت تعقّل مقدار
--> ( 1 ) - امرى - اصل - ط