قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي

548

درة التاج ( فارسى )

قابل حرارت باشد ، - اما اگر قابل حرارت نباشد ، جنين نباشد . و اما برودت « 1 » عدم حرارت نيست ، جه برودت محسوس است بذات ، و هيج از عدم جنين نباشد ، بل كى تقابل ميان ايشان تقابل : تضادّست ، و تأثير او بخلاف تأثير مقابل اوست . و رطوبت كيفيّتى است كى جسم به آن سهل الشكل « 2 » باشد به شكل حاوى « 3 » سهل الترك او را . و يبوست كيفيّتى است كى جسم به آن قابل آن تشكّل باشد و ترك آن ، بعسر . و لطافت رقّت قوام است . و كثافت غلظ آن ، و لزوجت سهولت قبول جسم است تشكل را - بهر شكلى كى خواهند ، با عسر تفريق آن ، و جون قصد تفريق او كنند متّصل ممتد شود ، و هشاشت عسر تشكيل و سهولت تفريق است ، و جفاف حالتيست جسم را بسبب آنك طبيعت نوع او مقتضى رطوبت نباشد ، و نه او ملاصق ذى رطوبتى بوذ ، و بلّت حالتيست جسم را ، بسبب [ آنكه ] ملاصق جسمى رطب باشد ، با آنك طبيعت او مقتضى رطوبت نباشد . و ثقل آن است كى جسم بار حركت كند بجانب سفل « 4 » ، ( و برودت موجب آن است و خفت آن است كى جسم به او حركت كند بجانب علو ) و حرارت موجب آن است . و هر دو [ را ] بتجربت شناخته‌اند ، جه ما تجربه كرديم كى صعود جسم مشتدّ مىشود بشدت حرارت او ، و ضعيف مىشود بضعف آن . و نزول « 5 » او ، قوى ، و ضعيف ميشوذ ، بحسب حال برودت او ، در شدت ، و ضعف ، و اگر نه حرارت اقتضاء تصعيد كردى ، و برودت [ اقتضاء ] خلاف آن ، حال [ جنين ] نبودى . قسم ثانى از كيفيات محسوسه مذوقات است . و آنج از بسائط آن مىشناسيم نه است ، مرارت ، و حرافت ، و ملوحت ، عفوصت و حموضت ،

--> ( 1 ) - اگر برودت - اصل . ( 2 ) - التشكيل - م . ( 3 ) - حادى - م . ( 4 ) - علو - م . ( 5 ) - بزوال - م .