قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي

452

درة التاج ( فارسى )

تعليم بنجم در مغالطه و آن عبارتى است از آنج ايراد كنند - حجتى را كى مشابه برهان و جدل باشذ ، و هيج يك ازيشان نباشد . و لابدّ باشد دريشان از ترويجى « 1 » كى اقتضاء مشابهتى كند - يا در مادّه ، يا در صورت . و مواد آن : مشبهات است به غير ايشان ، و وهميات . و اشتباه در مشبهات منقسم شود بآنج بتوسط لفظ است ، و بآنج « 2 » بتوسط معنى است . و آنج بتوسط لفظ است ، گاه باشذ - كى باعتبار انفراد او باشذ ، - يا در جوهر « 3 » او بسبب اختلاف مدلولات او - تا اشتباه افتد ميان آنج مرادست ، و ميان غير او ، جنانك در لفظ مشترك - و مجاز - و مستعار ، و آنج جارى مجرى اينها باشذ ، و همه را اشتراك لفظى خوانند . يا در احوال ذاتى او اعنى : احوالى كى داخل نشود برو بعد از تحصيل او ، جون اختلاف تصاريف كى در لفظ مختار است - كى محتمل است كى بمعنى فاعل باشذ ؛ يا مفعول . جه اگر مصرف باشذ از مختير بكسر يا « 4 » فاعل باشذ ، و اكر مصرّف باشذ از مختير بفتح يا مفعول باشذ . يا در احوال عرضىّ او - جون اختلاف اعراب و اعجام ، جنانك غلام حسن به سكون ميم - و نون ، جه محتمل است كى حسن مضاف اليه غلام باشد ، و محتمل است كى صفت غلام باشذ . و گاه باشذ كى باعتبار تركيب او باشد - يا در نفس تركيب ، و آن اشتراك تركيبى است ، جنانك كلّ ما يتصوره الحكيم فهو كما يتصوره - بسبب احتمال رجوع هو بحكيم ، و 5 بمتصوّر او ، و بعتك هذا الثوب - ازين قبيل است - بسبب اشتراك - او ميان خبر - و انشا . يا در وجود تركيب و عدم آن

--> ( 1 ) - ترويحى - اصل - ترويج - م . ( 2 ) - و آنچه - م . ( 3 ) - جواهر - م . ( 4 ) - بكسر را - م - بكسر با - ه . او - م .