قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي

450

درة التاج ( فارسى )

تعليم سيم در خطابت و آن صناعتى علمى است كى ممكن باشد به آن اقناع جمهور در آنج تصديق ايشان به آن خواهند به قدر امكان . و مبادى آن سه صنف است : اول مقبولات - از آن كس كى واثق باشند بصدق او ، يا گمان برند كى او صادق است . دوم مشهورات - در بادئ الرأى ، و آن قضايائى است كى نفس اذعان كند آن را در اوّل اطلاع او بر آن ، و جون رجوع كند بذات خوذ آن « 1 » اذعان ظن گردذ يا تكذيب - جنانك انصر اخاك ظالما - او مظلوما . - جه عند التأمّل ظاهر گردذ . - كى ظالم را بايد - كى نصرت نكنند ، و اگر جه براذر باشذ . سيم مظنونات - و آن قضايائى است - كى نفس ميل كند به آن با شعور او « 2 » بامكان مقابل او ، و محتجّ اگر جه استعمال آن بسبيل جزم مىكند ، - اما با نفس خويش متابعت آن بحسب غلبهء ظن كند ، جنانك گويند : فلان با اعدا بمجاهره سخن مىگويذ ، بس او متهم باشذ . و بسيار باشذ كى مقابل آن مظنون باشذ - باعتبارى ديگر ، جنانك گويند همين را بعينه در نفى تهمت ازو كى : اگر درو خيانتى بوذى - با اعدا بسر گفتى - نه بجهر ، و حجج مستعمل در آن آنست - كى ظن برند - كى منتج است : خواه منتج باشذ در نفس امر ، و خواه نباشذ . و بخطابت منتفع شوند در تقرير مصالح جزئىّ مدنىّ « 3 » و در اصول كلّى آن : - جون عقايد الهى - و قوانين عملىّ . و گاه باشذ - كى بعضى از آن منبه باشذ - مر نفس را بر تحصيل علم يقينى ، يا معد باشذ نفس را مر قبول

--> ( 1 ) - و آن - ط . ( 2 ) - آن - م . ( 3 ) - بدنى - اصل - ط .