قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي

44

درة التاج ( فارسى )

و صاحب وصّاف الحضره « 1 » ، و فوات الوفيات « 2 » ؛ قطب الدين را ار اعضاء مجمع رصد ايلخانى نشمرده‌اند ، خواجه خود نيز در مقدّمهء زيج ايلخانى « 3 » نامى از وى بميان نياورده است ، ولى اين مطلب هم مسلّم است كه وى بزرگترين شاگردان خواجه نصير بوده ، و به همين مناسبت از دستياران رصد نيز بوده است ، لهذا چشم داشت كه او را هم در صدر زيج - خواجه از معاونين اين كار بشمار آرد ، وى هم اگر از قطب الدين دل خوش مىداشت دريغ نمىنمود ، بهر حال ظاهرا به همين جهت « 4 » ( و بسبب كدورتهاى باطنى ديگر كه سابقا گفتيم ) قطب الدين از حكيم طوسى برنجيد - و بوصيّت او كه گفته بود : فرزندش خواجه اصيل الدّين بكمك قطب الدّين نواقص زيج را تكميل كنند ، تن در نداد ؛ و سرانجام هنوز كه خواجه زنده بود مسافرت آغاز كرد . آغاز جهانگردى قطب الدين در اين مسافرت باكثر ايالاتى كه در تصرّف دولت ايلخانى بود برفت ، نخست بشهرهاى خراسان ( كه ايالت‌نشين آن نيشابور بوده ) و از آنجا بشهرهاى عراق عجم رفت ( كه كرسىّ آن اصفهان بود ) ظاهرا در اين وقت حاكم اصفهان بهاء الدين محمد الجوينى ، پسر شمس الدّين صاحب ديوان بود - كه اهل دانش را بسيار نوازش مىكرد ، و لا بدّ قطب الدين در اينجا با وى ملاقات كرده ( چه نهاية الادراك را ظاهرا بنام پسر او نوشته است ) و از اينجا ببغداد و نواحى آن آمد ، و چون وى در بغداد از مشايخ صوفيّه الشيخ الزّاهد محمد بن السكران البغدادى « 5 » را ديدار نموده ، پس اين مسافرت

--> ( 1 ) - ج : 1 ص 51 - 52 . ( 2 ) - ج : 2 ص 151 . ( 3 ) - نگاه كنيد بكشف الظنون چاپ اسطنبول ج : 2 ص 15 - و مطرح الانظار چاپ تبريز 1334 ص 361 ، و غيرها . ( 4 ) - اين مطلب در صدر زيج جامع سعيدى آمده نگاه كنيد بگاهنامهء 1311 تصنيف دانشمند محترم آقاى سيد جلال الدين طهرانى ص 137 - 138 . ( 5 ) - و همچنين ( منتفع شد مؤلّف كتاب از شرف صحبت - و ارشاد - و هدايت - و اقتباس فضائل و آداب ظاهر و باطن ) از خدمت شيخ ربّانى محمد بن السكران البغدادى نوّر اللّه نفسه ( درّة التاج قطب چهارم - از خاتمه ) محمد بن السكران در رباط خود در خالص دفن شده اكنون هم قبر وى معروف و معمور است ، ( نگاه كنيد به الحوادث الجامعه ص 364 ) - و بقول مصحح آن كتاب بمراصد الاطلاع ياقوت ذيل كلمهء « زاويه » .