قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي

399

درة التاج ( فارسى )

و همجنين است حكم اگر شرطيّتين مذكورتين متناقض « 1 » باشند در احد - الجزءين و متلازم در جزو ديگر . اما « 2 » لزوم متّصله منفصله را اگر تناقض « 3 » در مقدّم متّصله باشذ ، به جهت استلزام مقدّم متصله - كى نقيض احد جزوى المنفصله است جزو ديگر را - از منفصله ، - كى مستلزم تالى متصله است ، و اين دو استلزام منتج متصله‌اند از شكل اوّل . و اگر تناقض « 4 » در تالى باشذ ، و هر دو كلّى باشند - به جهت استلزام مقدّم متّصله لازم او را - از منفصله ، - كى مستلزم نقيض جزو ديگرست از منفصله - كى تاليست و اين دو تلازم « 5 » منتج متصله‌اند - از اول . و اگر هر دو جزوىّ باشند به جهت استلزام احد جزوى المنفصله مقدّم متصله را كلّى و نقيض جزو ديگر را جزوى . و ايشان از شكل ثالث منتج متصله « 6 » باشند . و اما لزوم منفصله متصله را به جهت آنك اگر سالبهء حقيقىّ بر تقدير صدق سالبهء متصله صادق نشود ، نقيض او صادق شود ، و لازم آيذ استلزام مقدّم متصله تالى را - بر وضعى كى مستلزم او نباشذ بر آن وضع ، يا « 7 » استلزامى كى منعكس شوذ به آن ، هذا خلف . و اما عدم عكس ، جون تناقض در مقدّم باشذ ، به جهت جواز آنك جيزى لازم احد النّقيضين باشذ ، و ميان آنج تلازم « 8 » آن جيزست و نقيض ديگر ، عناد حقيقى نباشذ . - جون لزوم حيوان انسان را ، و عدم عناد حقيقى ميان حسّاس و لا انسان . و اگر تناقض در تالى باشذ - به جهت جواز ملازمت احد النقيضين - جيزى را ، و عدم عناد حقيقىّ ميان ملازم آن جيز و نقيض ديگر - جون لزوم حيوان انسان را ، و عدم عناد حقيقىّ ميان لا حيوان - و ناطق .

--> ( 1 ) - مناقض - ط . ( 2 ) - و اما - م . ( 3 ) - مناقض - ه . ( 4 ) - مناقض - ه . ( 5 ) - ملازم - ه . ( 6 ) - منتج نتيجه - م . ( 7 ) - با - م . ( 8 ) - ملازمت - م ، - ملازم - ط - ظ .