قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي
383
درة التاج ( فارسى )
كرده باشند كى : ارتباط آن نه از جهت مثل علاقهء مذكوره است ، يا سلب آن . و صدق اتّفاق متوقّف باشذ - بر صدق تالى در نفس امر ، - جه : فرض صدق مقدّم در صدق اتفاقى هيج مدخل ندارد ، و اگر مقدّم نيز صادق باشد در نفس امر آن را خاصّه خوانند ، - و غير موجهه باشذ اگر درو اعتبار هيج ازينها كى گفتيم نكنند . و هر يكى از « 1 » منفصلات سهگانهء « 2 » موجّهه عنادىّ باشذ - اگر درو اعتبار كرده باشند كى تنافى « 3 » بسبب علاقهايست ، - جنانك مقدّم نقيض تالى باشذ ، يا مساوى نقيض - يا اعمّ ازو ، يا اخصّ ازو : يا اعتبار سلب اين تنافى كرده باشند . و موجّههء اتّفاقىّ باشد اگر درو اعتبار كرده باشند كى منافاة نه بسبب علاقهء مذكوره است يا « 4 » اعتبار سلب اين منافاة كرده باشند و غير موجّهه باشذ اگر درو اعتبار هيج ازينها يكى گفتيم نكرده باشند . و شرطيّه كى منحلّ شود به دو قضيّه تنها : يا متركب باشذ از دو حملى - كى متشارك باشند در موضوع - و محمول ، جون استلزام قضيّه كلّى جزوىّ خود را ، و تحقّق عناد ميان نقيضين ، يا در موضوع تنها ، جون استلزام حمل اخصّ بر شيء حمل اعمّ را بر آن شيء و عناد حمل احد المتساويين على الشيء « 5 » سلب آن ديگر را ، ازو ، يا در محمول تنها جون : استلزام حمل شيء بر كلّ اعمّ حمل او را بر كل اخصّ . - و عناد حمل شيء بر كلّ اعمّ سلب او را از اخصّ . يا دو حملى - كى « 6 » موضوع يكى
--> ( 1 ) - هر يك ازين - م - هر يك از - ط . ( 2 ) - سهگانه و - اصل . ( 3 ) - منافي - ه . ( 4 ) - تا - ط - ه - اصل بىنقطه . ( 5 ) - شىء - ط - ه . ( 6 ) - در حملى كه در - ط .