قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي

314

درة التاج ( فارسى )

انا ، و نحن ، و انت است ، مىكنند ، و ما بعد آن حروف بر مصدر ، و كلمه مفردست ، بس اين الفاظ سه‌گانه افعال باشند بيش نحوي ، و كلمات نباشند بيش منطقى » سخنى حق است ، و اگر جه متأخران عن آخر هم درين طعن زده‌اند ، و گفته كى « 1 » مضارع غايب چون مضارع مخاطب است ، به همين دو وجه بعينهما ، بس حكم بآنك مضارع مخاطب فعل باشذ نه كلمه ، و مضارع غايب كلمه باشذ تحكم بوذ ، و اين طعن نه بجاى خويش است ، جه آن دو وجه از مضارع « 2 » غايب متمشى نمىشوذ ، اما وجه اول بسبب آنك مراد شيخ آنست كى تمشى در مخاطب ، و همجنين امشي و نمشى ، بىضميمه كى با او ضمّ كنند محتمل صدق و كذب است ، و ازين جهت است كى اگر كسى يكى را ازين افعال بگويد سامع را رسذ كى گويد صدقت او كذّبت ، بىآنك او را تخطئه كنند از جهت لغت جنانك اگر با قائل اضرب گويذ كى صدقت ، او كذبت ، فانه يخطى « 3 » لغة ، و يمشى در غايب بىضميمه كى آن اظهار فاعل است خواه منكر ، و خواه معروف « 4 » ، محتمل صدق و كذب نيست ، و ازين جهت اگر كسى گويذ يمشي و سامع گويذ صدقت ، او كذبت ، او را تخطئه كنند ، و اما وجه دوم بسبب آنك فاعل درين افعال سه‌گانه مضمرند دائما ، و الف ، و نون ، و تا ، دال است بريشان ، و ازين جهت اظهار فاعل با اين افعال ممكن نيست ، و انا ، و نحن ، و انت ، در امشى انا ، و نمشى نحن ، و تمشى انت ، تأكيد فاعل مضمرند ، نه فاعل ، و فاعل در غايب مضمر نيست ، و حرف يا دلالت بر آن ندارذ ، و الا اظهار فاعل درو ممتنع بوذى ، جنانك درينها . بس ازين تقرير معلوم شذ كى آن دو وجه در مضارع غايب متمشى نمىشوذ ، و حكم شيخ تحكم نيست جنانك متأخران پنداشته‌اند ،

--> ( 1 ) - ظ : گفته‌اند . ( 2 ) - در مضارع - م . ( 3 ) فانه يخطى لغته - م . ( 4 ) - معرف - م .