قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي

186

درة التاج ( فارسى )

مناظرهء با معاندان تقرير اصول دين است ، نه فروع . و ازينجا فضيلت اصول بر فروع ظاهر شوذ . مناظره دوّم - مناظرهء موسى عليه السلم با فرعون دو بار : يكى آنجا كى گفت : فَمَنْ رَبُّكُما . دوّم آنجا كى : وَ ما رَبُّ الْعالَمِينَ . « 1 » بدانك معنى من كيست باشذ ، و معنى ما جيست بوذ . و سؤال كيست را جواب - بذكر صفات مسئول عنه باشذ ، و جواب جيست بذكر حقيقت مسئول عنه . - و جون فرعون گفت : فَمَنْ رَبُّكُما [ ( يا مُوسى ) ] قالَ « ( رَبُّنَا ) » الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى « 2 » . خداى ما آن

--> ( 1 ) - م « و » علاوه دارد . ( 2 ) - يعنى هنگامى كه آفرينش او را بپايان رسانيد ، و جانش بخشيد بهر چه مصلحت بود رهنمونش كرد . و گر نه - كه وى را در شكم مادر تغذيهء به خون آموخت ؟ ! و كه وى را بپستان - و جاى آن و شيوهء شير خوردن آشنا ساخت ؟ ! و همچنين است هدايتهاى ديگر - تا پايان زندگى . و اين مضمون مآلا نزديك است بگفتهء كسانى كه « كُلَّ شَيْءٍ » را مفعول دوم « اعطى » گرفته‌اند . - يعنى : اعطى كلّ شيء صورته و فعليّته و قدره الذى يطابق المنفعة المنوطة به ، پروردگار ما آنست كه صورت هر چيز عطاى وى است . چنان كه به چشم شكلى داده مناسب نگريستن ، و به گوش هيأتى موافق شنيدن ، و دست را چنان آفريد ، - كه به كار قبض و بسط آيد ، و يا به كار برداشتن و راه بردن همهء بدن ، و همچنين است اعضاى ديگر ، به تفصيلى كه در علم وظايف الاعضا آمده است . و ساير جانوران و جمادات و رستنيها يكايك را در عالم خود چنان آفريد كه بهر يك آنچه نيازمند بود بخشيد ، و همگى را باز نمود كه چگونه بعطيّات خداوندى توصّل جويند ، و آنها را به كار برند - و از آنها بهره بر گيرند . اگر كسى به چشم خرد به آسمان و زمين و رستنيها و جانوران و خشك‌تر جهان بنگرد خواهد يافت كه بهر آفريدهء آنچه در زندگى و بقاء نيازمند است - و با وى مناسب بوده ، و هر چه در انجام وظيفهء وى مدخليت داشته داده شده ، حتى اينكه بمايهء نخستين هم كه از هر گونه فعليّت تهى ، و قوت صرف است باز خداوند بموجب : يا من سبقت رحمته غضبه ، فعليّت قوت بخشيده ، و بهر چيز باندازهء قامت و لياقتش - جامهء فعليّت و كمال نخستين پوشيده و بكمالهاى ثانويش آراسته است . نمونهء از حكمتهاى آفرينش و آفريدگار در بخش سوم ( در جلد نهم ) كتاب خواهد آمد ، و مفصلتر از آن در كتابهاى فلسفه مخصوصا در اسفار در باب عنايت ( در جلد سوم - الهيات اخصّ ) و در علوم گوناگون از قبيل : هيأت - و نجوم - و تاريخ طبيعى - و تشريح - و در تفسير دانشمند معاصر الشيخ جوهرى الطنطاوى - و غيرها پراكنده است . خلقه هم قراءت شده ، و بنا بر اين خلقه صفت كل شىء يا شىء است ، و متعلق اعطا حذف شده تا شامل همه چيز باشد ، چنان كه متعلّق هدايت در هر صورت محذوف است ، تا رهنمونى بآفريده و آفريننده ، هر دو را فرا گيرد .