قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي

169

درة التاج ( فارسى )

و اعراب توان دانست . نوع بنجم - علم اسباب نزولست : زيرا - كى خداى تعالى قرآن را در مدّت بيست و سه سال بمحمّد عليه السلم « ( فرستاذ ) » ، در وقايع مختلف « 1 » . سؤال - اگر كسى گويد « [ كه ] » در معرفت اسباب نزول هيج فايده نيست ، زيرا - كى در اصول فقه ثابت شذه است - كى عبرت بعموم لفظ است ، نه بخصوص سبب . جواب - فايدهء معرفت اسباب نزول قرآن مجيد آنست - كى هرگاه كى عمومى را تخصيص كرده شوذ ، به غير سبب نزول جايز باشذ ، و بسبب نزول جائز نباشذ « 2 » [ ( و ) ] امّا بنزد آن كس - كى گويذ : عبرت بخصوص سبب است ، حكم آن عامّ بيش او همجو حكم خاصّ باشذ ، بس در معرفت اسباب نزول فوايد بسيار بوذ « 3 » . نوع ششم - معرفت ناسخ و منسوخ « 4 » ، جه مكلّف را عمل بناسخ شايذ كردن ، و بمنسوخ نه . نوع هفتم - علم تأويلست ، جنانك لفظ نفى باشذ - و مراد اثبات ، جنانك فرموذ : لا أُقْسِمُ بِيَوْمِ الْقِيامَةِ . اى اقسم . و همجنين ؛ ما مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ [ ( اى تسجد « 5 » ) ] و امثال اين بسيارست ، و گاه لفظ عامّ باشذ ،

--> ( 1 ) - يعنى از آغاز بعثت ( سال 610 م ) ( دوازده يا سيزده سال پيش از هجرت ) تا سال يازدهم هجرت . ( 2 ) - چه از دانستن سبب مسبّب دانسته شود . ( 3 ) - از قبيل شناختن حكمت تشريع . ( 4 ) - بهترين كتابى - كه در ناسخ و منسوخ از مصنّفات شيعه به نظر نگارنده رسيده همانا شرح عبد الجليل الحسينيّ القارى ( مؤلّف سال 976 ظاهرا ) بر كتاب النّاسخ و المنسوخ تصنيف شهاب الدّين احمد البحرانيّ است . ( 5 ) - سخن متن گفتار مشهور است ، و مفسّر آيهء دوّم است اينكه جاى ديگر فرمود : ما منعك ان تسجد . قول ديگر اينست - كه : يا مراد نفى قسم است - چنان كه قسم بنفس را نفى فرموده ، پس جمله اخبار است مانند : فَلا أُقْسِمُ بِمَواقِعِ النُّجُومِ ، نه انشاء . و يا مراد ردّ بر گفتار مقدّر است ، - چه مشركان در مسألهء بعث و نشور پيغمبر را دروغگو خواندند ، و حضرت بر آنها ردّ كرد به اين كه فرمود : لا ، سپس با قسم آغاز سخن كرد . در آيهء دوّم : گويند ما استفهامى بمعنى انكار است ، - و كسى - كه از چيزى منع شد بر خلاف آن ناگزير است ، و معنى اين است كه چه چيز تو را بر سجده ننمودن مضطرّ گردانيد . يا مراد داعى بر فعل است ، يعنى چه چيز تو را واداشت به ترك سجده .