قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي
166
درة التاج ( فارسى )
و رقايق مبدعات . و بدانك « 1 » هر كس كى وقوف و اطّلاع او بر دقايق اسرار مخلوقات بيشتر بوذ ، علم او بكمال قدرت - و حكمت او بيشتر بوذ - و كاملتر باشذ ، و هر كى در عجايب - و غرايب ، و بدايع صنايع مخلوقات : از آسمان - و زمين ، و عرش - و كرسىّ ، و طبقات افلاك - و اجرام ثوابت - و سيّارات ، و لطايف مواليد سهگانه : از معادن - و نبات - و حيوان ، بيشتر نظر كند ، وقوف او بذانها بيشتر بوذ ، و همجنين علم او بكمال قدرت و حكمت او بيشتر [ ( و ) ] جون اين معلوم شذ گوئيم : تامّل بايد كرد در برگ درخت مثلا - كى در هر يكى : خواه كوجك و خواه بزرگ - رگى رفته باشذ از اوّل برگ تا آخر برگ ، و از ان يك رگ شاخها متفرّع « 2 » شذه - در يمين - و يسار ، و از هر فرعى فرعها متفرّع شذه هر فرعى از اصل خوذ كوجكتر - تا به جائى رسد « 3 » كى آن فر « [ و ] » ع در جشم نيابد از باريكى و كوجكى . و حكمت در آن رگها آنست كى غذا از بن « 4 » - درخت بر بالا ميروذ و بشاخهاء درخت منقسم مىشوذ - از شاخ بشاخ ، آنگه ببرگها برسذ - و در آن رگها در شود ، و در آن برگ شايع گردذ - جنانك هر جزوى از اجزاء برگ - به قدر مصلحت و اندازهء حاجت - غذاء خوذ حاصل كند ، تا بدان بقا و نماش باشد . - ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ . و جون در يك برگ جندين حكمت - و صنعت است ، ازينجا قياس توان كرد - كى در باقى مخلوقات از آسمان - و زمين ، و ما بينهما : من المعادن - و النّبات - و الحيوان - و الانسان ، جه حكمتهاء بديع گوناگون باشذ . قسم جهارم - معرفت نبوّت و رسالت و حكمت در آن . اوّل بدانك قوّت عقل نه جنانست كه همه « 5 » جيزها را دريابذ ، خاصّه امور دينيّات « 6 » ، -
--> ( 1 ) - بدان كه كه - م . ( 2 ) - يك رگ فروع متفرّع - م ، - يك برك فروع متفرع - ط - يك برك فروعى قسمت - ه . ( 3 ) - برسد - م - ط - ه . ( 4 ) - ازين - م . ( 5 ) - هر - اصل . ( 6 ) - ديانات م - ط - ه .