قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي

163

درة التاج ( فارسى )

و نتيجه ، و امثال آن . بس علمى كى مبحوث فيه از آن قسم دوّم بود ازين معقولات ثوانى - منطق است مطلقا - من غير نظر إلى شيء من اللّغات ، و ازين جهت از حكمت باشذ ، - جه نسبت او با جميع لغات ، و ازمنه - و امكنه ، و ملل - و نحل يكيست ، و علمى كى مبحوث فيه از آن قسم اوّل بوذ از معقولات ثوانى نحوست ، و او را بوجهى مىتوان گرفت كى از حكمت باشذ ، و بوجهى مىتوان گرفت كى نباشذ ، - جه اگر اعتبار نحو از آن روى كنند كى درو مراعات نسب مختلفه كنند ميان اجزاء متألّفه - در جمل مفيده - بىآنك التفات كنند بأواخر مفردات آن - كى مختلف شد به عامل - يا نشد ، - ازين جهت نسبت او با تمامت « 1 » لغات - نسبت واحده باشذ ، و او از حكمت بوذ [ ( و ) ] و قريب المرتبة من المنطق . - و اگر اعتبار او با التفات - باختلاف ، اواخر كلمات معربهء او كنند - در درج - و اين اختلاف نباشذ - الّا آنك او را مضاف با لغت عرب گيرند ، بس نسبت او با جميع لغات يكى نباشذ ، و نه او از حكمت ، - جنانك تصريف - كى از ان هر « 2 » لغتى - بوجهى ديگرست ، لاجرم از حكمت نيست . اينست اقسام علوم حكمىّ بر وجه اقتصار . و امّا تقسيم علوم دينىّ بر همين سياقت « 3 » - اوّل بدانك علوم مطلقا بر سه قسم است : اوّل آنك بعقل توان دانستن و بنقل نتوان دانستن ، - و اين قسم را علوم عقلىّ خوانند . قسم دوّم آنك بنقل توان دانستن و بعقل نتوان دانستن ، و اين قسم را علوم نقلىّ خوانند . قسم سوّم آنك هم بعقل توان دانستن و هم بنقل ، و بسبب تركّب

--> ( 1 ) - تماميّت - م . ( 2 ) - بهر - ط - ه . ( 3 ) - سياقست - م .