قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي

143

درة التاج ( فارسى )

و بعضى گفته‌اند - كى او بديهيست ، جه اين تصديق - كى : علمى بوجودى حاصل ، ضرورىّ است . - و علم يكى از تصوّرات اين قضيّهء ، ضرورىّ است ، - بس ضرورىّ باشذ ، - جه آنج تصديق بديهىّ بر آن موقوف باشذ اولى باشذ بآنك بديهىّ باشذ . جواب - لا نسلّم كى آنج تصديق بديهىّ بر آن موقوف باشد بايد كى بديهىّ باشد - فضلا ان يكون اولى بأن يكون بديهيّا ، - جه تصديق بديهىّ آنست كى تصوّر « [ طرفين ] » او - و اگر جه بكسب باشذ ، كافى باشذ در جزم ذهن به نسبت ميان ايشان . سؤال : اگر گويند اين تصديق از آنهاست كى عالم و غير عالم ، با « 1 » كوذكان - و ابلهان در آن مشترك‌اند - و در حكم بر آن متساوى ، بس اگر يكى از تصوّرات او بر نظر - و اكتساب موقوف بوذى - اين تصديق از غير عالم ممتنع بوذى . جواب - تصديق استدعاء تصوّر اجزاء او بحسب حقيقت نمىكند ، بل باعتبارى مىكند - شايد كى بله « 2 » و صبيان او را باعتبارى دانند - نه بحقيقت . و بعضى گفته‌اند تصوّر علم كسبىّ است - نه بديهىّ . جه اگر بديهىّ باشذ درو هيج تركيبى « 3 » نباشذ : نه از ذاتيّات - و نه از عرضيّات ، - و نه از تركيب ايشان . - و الّا تصوّر آن « 4 » موقوف باشد بر تصوّر اجزاء او « 5 » ، و الموقوف علي الغير لا يكون بديهيّا ، - و جون در علم بهيج وجه تركيب « 6 » نباشذ اصلا ، بايد كى هر معنى علم باشد « 7 » ، - جه اگر معنى باشد -

--> ( 1 ) - تا - ط . ( 2 ) - ابله - اصل . ( 3 ) - تركيب - م . ( 4 ) - تصورات - اصل . ( 5 ) - آن - م . ( 6 ) - تركّب - م . ( 7 ) - نباشد - م .