قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي

127

درة التاج ( فارسى )

از ادراك حسّىّ نيست ، همجنين فضيلت بصير بر اعمى ، - و ادراك عقلىّ كاملتر - و شريفتر از ادراك حسّىّ است ، بس هر كرا قوّت عاقله كاملتر باشذ [ ( او فاضلتر و ) ] شريفتر بوذ . و « 1 » امّا بيان آنك ادراك عقلىّ از ادراك حسّىّ كاملتر است از جند وجه است : وجه اوّل - قوّت حسّىّ خوذ را و آلت خود را ادراك نتواند كرد ، و قوّت عاقله خوذ را ادراك كند - و ادراك خوذ را هم ادراك كند ، بس قوّت عاقله كاملتر باشد . وجه دوّم - قوّت حسّىّ جز ظاهر جيزها را احساس نتواند كرد ، و قوّت عاقله جنانك ظاهر جيزها « 2 » دريابذ - غوص كند ، و باطن جيزها هم دريابذ ، - جه باطن به نسبت با او جون ظاهرست به نسبت با حسّ ، بس او كاملتر باشذ . وجه سوّم قوّت حسّىّ غلط بسيار مىكند - جنانك ساكن سفينه ، سفينه را ساكن بيند - و كنار دريا را متحرّك ، و معلومست كى كشتى متحرّك است - و ساحل ساكن . - و جنانك در شب ابر سوى ماه روانه شوذ . - و جنان بينند كى ماه سوى ابر « 3 » مىشود . و جنانك كوجك را بزرگ بينند - جنانك آتش از دور بشب ، و بزرگ را كوجك از دور . - و امثلهء اين بيشمارست . - و جنانك دانهء انگور سياه در آب - جند آلوئى سياه بينند . - و جنانك مستدير را مستقيم بينند ، و سطح كرىّ را مسطّح ، - الى غير ذلك من الأغلاط الحسّيّة . [ ( و ) ] جون حكم حسّ در معرض غلط است - بس حاكمى بايذ - كى صواب او از خطا بازشناسذ ، - و آن قوّت عاقله است - كى تميز محسوسات حقّ از محسوسات « 4 » باطل كند ، و معلوم است كى حاكم كاملتر از محكوم باشذ ، بس قوّت عاقله از قوّت حسّىّ كاملتر بوذ .

--> ( 1 ) - ه بى : و . ( 2 ) - چيزها را - م . ( 3 ) - ابر سوى ماه - م . ( 4 ) - ه : حق از محسوسات ندارد .