السيد محمد باقر الداماد ( الميرداماد )

مقدمه 36

جذوات و مواقيت ( فارسى )

يافت . چه عصر وى مساوى با حاكميت فقها ، غلبهء دانشهاى نقلى ، اخباريگرى و موج حكمت‌ستيزى بود . طبيعى است كه در چنين فضاى رعب‌انگيزى براى مصون بودن از تيغ برّندهء تعصّبات ، كج‌فهمىها و تكفيرها - كه قطعا منجر به شكنجه ، تبعيد و قتل مىشد - راهى جز اين نبود كه او آرا و انديشه‌هاى عميق خويش را در پس پرده‌هاى تعقيدات لفظى پنهان كند تا تنها آنان كه صلاحيت پذيرش و فهم معانى عميق فلسفى را دارند ، اين پرده‌ها را كنار زنند و به تماشاى جمال مضامين مستور در آنها بنشينند . « 1 » پروفسور هانرى كربن در اين رابطه مىگويد : « امّا در واقع ، صورت مبهم و غامض انديشه‌هاى او مربوط به چيست ؟ ما نبايد براى تفكّر او عدم استحكام و صلابتى كه مانع از تسلّط بر خود است ، تصوّر كنيم ؛ و نيز نبايد بپنداريم كه وى از يافتن شيوهء بيان تمام و كامل عجز داشته ، بلكه بايد اين ابهام و غموض بيان را وسيله‌اى براى حمايت و صيانت اين فيلسوف و حكيم در برابر عموم دشمنان ، در قبال تعقيبها و تعذيبهايى بدانيم كه هيچ كدام از فلاسفه و يا شاگردان وى از آن مصون نبوده‌اند . و اطّلاع ديگرى در اين مورد در دست داريم كه خود مبيّن و مفسّر آن ابهام و غموض بيان است . اين اطّلاع جنبهء رؤيايى دارد ولى حاوى درسى حكيمانه است . ملّا صدرا استاد خود - مير داماد - را پس از مرگ وى در خواب ديد كه از او مىپرسيد : سبب چيست كه مردم مرا هدف تكفير ساخته‌اند ، در حالى كه شما را هرگز تكفير نكرده‌اند ؛ گر چه مسلك و مشرب خاصّ مرا با مشرب شما تفاوتى نيست ؟ مير داماد به دو پاسخ مىگويد : اين امر را موجب آن است كه من مسائل فلسفى را به طرزى بيان داشته‌ام كه فقها و متألّهين رسمى را قدرت آن نيست كه چيزى از آنها درك نمايند و جز يزدان‌شناسان حكيم كسى قادر به فهم آن مسائل نمىباشد . در صورتى كه تو راهى بر خلاف طريقت من پيموده‌اى . تو

--> ( 1 ) . ر . ك : تقويم الإيمان ، صص 80 - 79 .