سيد محمد خالد غفارى

87

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى )

لممانعة اسباب سماويّة و لمصاكّة اسباب طبيعيّة تابعة للسّماويّات . . . » . « 1 » 2 . اگر چه از راه اين گونه قواعد و استدلالات مىتوان به اين مطالب كاملا معنوى مربوط به ماوراى عالم مادّى تا اندازه‌اى راه يافت ، اصل حكمت واقعى مبتنى بر تجرّد از ماديّات و شهود و اشراق است و حكماى قديم يونان و ايران و هند ، همه از راه رياضت و تهذيب نفس و تجرّد و انسلاخ از كالبد مادّى و پيوستن به عالم نفوس و عقول و مشاهدهء آنها ، به وجود اين امور پى برده و بدان معتقد شده‌اند و استدلال آنها براى ديگران است ، زيرا كه آنها خود از علم ، به عين رسيده‌اند . 3 . شيخ اشراق - رحمه اللّه - در كمال عدالت و انصاف اعتراف مىكند كه اين قاعده را از اشارهء مجملى گرفته است كه در كتاب السّماء و العالم امام الباحثين ، ارسطو ، آمده است و سپس خود به تفصيل و تدوين آن پرداخته است . « 2 » انسان كامل « . . . و كامل‌ترين انسان آن است كه نفس او عاقل به فعل گردد ، يعنى صورت معقولات در وى به برهان يقيين حاصل شود ، آن گاه او را « عقل مستفاد » خوانند و هيأت صالح و اخلاق جميل در وى پديد آيد . . . تا آن گاه كه يكى شود با عقول مفارق . و فاضل‌ترين و كامل‌ترين آنها آن است كه به مرتبهء نبوّت رسد و خاصيّتها در نفس او پديد آيد كه نفوس ديگر را نبود ، چنان كه سخن خداى به گوش بشنود و فريشتگان را به چشم ببيند و وجود چنين شخصى در عالم جايز است و در بقاء نفس انسانى واجب است » . ( مجموعهء مصنّفات ، ج 3 ؛ يزدان شناخت ، صص 445 - 446 ) چنان كه در تعريف فوق ديده مىشود ، كمال انسان را در كمال نفس دانسته‌اند و لابد از اين جاست كه بحث « نفس » از مباحث اساسى همهء نحله‌هاى فكرى و مكتبهاى فلسفى شده است ؛ و لذا ما هم براى فهم دقيق مطالب فوق ناچاريم به دو نظريّه مهمّ از نظريّه‌هايى كه در بارهء نفس ابراز شده است اشاره‌اى داشته باشيم : الف ) نظريّه گروهى كه نفس انسانى را « جسمانيّة الحدوث » و مادّى مىدانند كه

--> ( 1 ) مجموعهء مصنّفات ، ج 1 ؛ مشارع و مطارحات ، ص 434 . ( 2 ) مشارع و مطارحات ، ص 435 .