سيد محمد خالد غفارى
77
فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى )
عناصر » ، نظريّه « صور جسميّه » و نظريّهء « طبيعت اشياء » پرداخته است ، و همهء اين مباحث هم مربوط به بحث عناصر است و از اهمّ عناصر هم عنصر زمين ( خاك ) است . در مورد تعداد « عناصر » ، شيخ ، تنها قائل به سه عنصر است : « حاجز » كه ارض است و « مقتصد » كه آب است و « لطيف » كه هواست ، و ديگر آتش را به عنوان عنصر مستقلّ قبول ندارد ، بلكه آن را حالتى از « هوا » مىداند كه بر اثر حرارت بدان وضع در آمده است . حاصل مزج و تركيب اين « قوابس « 1 » ثلاثه » ( سه عنصر ) ، « مواليد ثلاثه » : حيوان و نبات و معدن ( ارض ) است و آنچه موجب قوام و تشكّل آنهاست عنصر « ارض » است . و از آنجا كه در جهانبينى اشراقى تدبير و تدبّر عالم عناصر با عالم انوار ، مخصوصا ارباب اصنام است ، بحث از عناصر و مواليد به بحث از ربّ النّوع زمين - اسفندارمذ - كشيده است . نظريّهء ديگرى كه در همين قسمت به ردّ آن پرداخته و با بحث ربّ النوع و « اسفندارمذ » مرتبط است ، نظريّهء « صور جسميّه » است ؛ حكماى مشّاء علاوه بر قول به وجود « هيولى » و « صورت » ، قائل به صور ديگرى هم در جسم هستند كه آنها را « صور جسميّه » مىنامند و از طريق قول به اين صور ، ثبات و شكلپذيرى و انقسام « جسم » را توجيه مىنمايند . شيخ اشراق نه تنها نظريهء وجود « هيولى » و « صورت » را در جسم ، رد مىكند ، نظريّه « صور جسميّه » را هم نمىپذيرد و وجود اشكال و قوا و تقسيمپذيرى در جسم را حاصل كيفيّات مزاجى و نتيجهء غلبهء عنصر « ارض » در مواليد ثلاثه و مخصوصا عنايت رب النّوع « ارض » ، اسفندارمذ ، بدانها ، مىداند . مسأله ديگرى كه شيخ - رحمه اللّه - به ردّ آن پرداخته و آن هم به گونهاى بدين موضوع ( بحث اسفندارمذ ) ارتباط پيدا مىكند ، مسألهء « طبيعت اشياء » است ، كه به نظر حكماى مشّاء ، چيزى است در خود جسم ، و شيخ ضمن ردّ اين نظر ، طبيعت اشياء را همان نور مدبّرى مىداند كه ربّ النّوع شىء است و نوع شىء هم ، صنم و طلسم آن نور است ، و صور و اشكال و قابليّتهاى اشياء ، چيزى جز كيفيّات اشياء نيستند و اين كيفيّات
--> ( 1 ) اصطلاح « قوابس » در مقابل « قواهر » آمده است و اشاره است به مهر و استيلاى انوار و اثيريّات بر عناصر و اخذ و اقتباس عناصر از آنها .