سيد محمد خالد غفارى

68

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى )

انّ كلّ حركة سوى الوضعيّة منصرمه فيجب ان يكون له حركة وضعيّة فيكون إله العالمين جسما متحرّكا على الدّور . . . » . « 1 » شيخ در ساير آثارش نيز بر اين نظريه‌اش دربارهء ارادهء حق تأكيد ورزيده است . در پرتونامه مىفرمايد : « و نشايد كه او چيزها به ارادت كند كه هر كه چيزها را به ارادت كند تا اولىتر نشود وجود آن [ چيز ] پيش از ارادتش ، وجود او حاصل نشود و ارادتش نباشد . . . پس واجب الوجود و مبادى مجرّدات را ، فعل به ارادت و از بهر غرض نباشد و نيز به طبع نباشد كه چيزى كه فعل به طبع كند داننده نبود . . . و عقول نيز فعلشان به طبع نباشد و فعل به طبع جسمانيات را باشد » . « 2 » و در هياكل النّور مىفرمايد : « . . . و نشايد كه او ( حق ) متغيّر باشد تا آنچه نخواسته باشد بخواهد ، يا بكند آنچه نتوانسته باشد كردن ، تعالى عن ذلك » . « 3 » ازدواج هستى « . . . و اوّل نسبتى كه در وجود لازم آمد نسبت جوهر قائم بود با نور قيّوم و اين نسبت امّ جملهء نسبتهاست و شريف‌ترين . و اين جوهر قائم عاشق است مر اوّل قيّوم را و او قاهر است به نور قيّوميّت ، قهرى كه عاجز كند مر اين جوهر قائم را از آنكه احاطت ذات قيّوم كند . . . و اين نسبت سرايت كرد به هر نسبت كه در جملهء عالم است و لازم آمد ازدواج قسمتها . . . » . ( مجموعهء مصنّفات ، ج 3 ؛ هياكل النور ، صص 103 - 104 ) در نظريّهء نورى سهروردى ، مبدأ هستى ، نور الانوار يا نور قيّوم است ، و از نور الانوار تنها يك نور صادر مىشود ، امّا اين نور در رابطه با خود و با نور الانوار داراى جهاتى است كه به واسطهء اين جهات ، نورى ديگر و همچنين فلكى و نفس آن فلك از او صادر مىشود ، كه تفضيل آن در جاى خود « 4 » آمده است . آنچه در اينجا مورد نظر است اين است كه در اين روال از تكثير و تكثّر عالم ، هميشه جهتى قوى و قاهر با جهتى ضعيف‌تر

--> ( 1 ) مجموعهء مصنّفات ، ج 1 ؛ مشارع و مطارحات ، ص 436 به بعد به اختصار . ( 2 ) مجموعهء مصنّفات ، ج 3 ؛ پرتونامه ، صص 48 - 47 . ( 3 ) همان منابع ، هياكل النور ، ص 98 . ( 4 ) ر . ك : حكمة الاشراق ، صص 132 - 133 .