سيد محمد خالد غفارى

39

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى )

مهاجمين صليبى بود و صلاح الدّين ايّوبى به عنوان قائد و قهرمان اين جنگها نياز شديدى به حمايت خطبا و علما و فقها داشت تا از منابر مساجد مسلمين را به اتّحاد و همدلى و جنگ و جهاد ترغيب نمايند ؛ و تن دادن به شكست و سرخوردگى آنها در برابر فيلسوف جوانى كه هنوز براى قاطبهء مردم ناشناخته بود ، مناسب مصلحت اوضاع و احوال حادّ سياسى آن برهه نبود . 2 . مدّتى بود كه سرزمينهاى مصر و شام و فلسطين پس از شكستهاى پياپى فاطميان از صليبيان ، به دست صلاح الدّين ايوبى افتاده بود و مردم آن ديار به سنّتهاى اسلامى قديم خود بازگشته بودند و چون كه آرا و عقايد فلسفى اشراقى سهروردى از جهت دينى بر مبناى تأويل آيات و احاديث بود و از اين جهت ، به تلقّى فاطميان اسماعيليّه از دين ، بىشباهت نبود . 3 . فلسفهء اشراقى سهروردى از حكمت خسروانى و آيينهاى ايران باستان مخصوصا دين زردشت سخت متأثّر بود و از طرفى ، از صدر اسلام تا آن هنگام ، آيينهاى قديم ايران به عنوان نمونه‌هاى بارز ثنويّت و شرك و زندقه معرّفى شده بود ، و اين نيز خود براى علماى ظاهر ، حجّت قاطع ديگرى جهت محكوميّت سهروردى بود . 4 . جدال بين تلقيّات عقل‌گرايانه و تلقيّات اخبارى و سنّتى از دين ، از نيمهء دوم قرن سوم با ابو الحسن اشعرى آغاز و با پيگيريهاى ابو بكر باقلانى و امام الحرمين جوينى ادامه يافته و حدود نيم قرن قبل از سهروردى ، با قيام شاگرد ممتاز و برجستهء امام الحرمين ، يعنى حجّة الاسلام امام محمّد غزّالى به اوج خود رسيده بود . « مخالفت غزّالى با فلاسفه از نوع مخالفت اهل كشف با آنان نبود و بيشتر بر قياس جدلى مبتنى بود و در تاريخ تفكّر اسلامى كسى را نمىشناسيم كه در مخالفت و معارضهء گستاخانه با فلاسفه هم سنگ و همپايهء غزّالى به شمار آيد . او ابتدا كتاب مقاصد الفلاسفه را نوشت و سپس با كتاب تهافت الفلاسفه ضربات سنگينش را بر پيكر فلسفه وارد آورد ؛ اين ضربه‌هاى سنگين و مؤثر به دست كسى بر پيكر فلسفه وارد آمد كه علاوه بر تصدّى دانشگاه بزرگ نظاميّهء بغداد عنوان روحانى « حجّة الاسلام » را نيز در جهان اسلام به خود