سيد محمد خالد غفارى
119
فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى )
« . . . و بدان كه تناسخ محال است به اتّفاق علماء مشائين ، كه چون مزاج تمام شود ، از واهب الصّور استدعاى نفسى كند و نفس ديگر از آن حيوانى اگر به دو تعلّق گيرد يك حيوان را دو نفس باشد ، و هر كسى در خويشتن جز يك نفس نمىبيند و خود را يك ذات بيش نمىداند ؛ و نيز واجب نيست كه وقت كون يكى وقت فساد ديگرى باشد ، و كائنات و فاسدات را اعداد ، با يكديگر راست آيد و اين بدترين مذاهب و حشو مطلق است . . . » . ( مجموعهء مصنّفات ، ج 3 ؛ پرتونامه ، ص 74 ) « نسخ » در لغت هم به معنى باطل كردن و از بين بردن و هم به معنى نقل كردن آمده است : نسخ الكتاب : نقله و اكتتبه حرفا به حرف ، امّا اصطلاح تناسخ در فلسفه عبارت است از انتقال نفس موجودى بعد از مرگ جسمانى به كالبد موجود ديگر . قائلين به تناسخ ، هر گروه به صورت يا صور مختلفى از آن معتقد بودهاند و لذا اشكال مختلفى از آن مطرح گرديده است ، از جمله : 1 . انتقال نفوس انسانى به اجساد حيواناتى كه آن انسانها از لحاظ صفات و اخلاق بدانها شبيه بودهاند . 2 . انتقال نفوس انسانها به انسانهاى ديگر . 3 . انتقال به اجسام نباتى و جمادى . 4 . انتقال به طريق صعودى از نبات به حيوان و انسان . 5 . انتقال به طريق نزول از عقول و مفارقات به انسان و از انسان به حيوان و نبات . 6 . انتقال نفوس اشقيا به اجساد حيوانات ، و نفس سعدا به انسانهاى ديگر . 7 . انتقال نفوس كاملان به مفارقات و عقول . ملّا صدرا به نوعى از تناسخ كه عبارت است از انتقال نفوس ناطقه در نشأت ديگر به ابدانى كه متناسب با ملكات نفسانى آنها در دنياست معتقد است كه در حقيقت آن ابدان تجسّمى از ملكات فاضله يا صفات رذيله انسانها در نشأت دنيوى است . از اولين كسانى كه قائل به تناسخ شدهاند فيثاغورث و پيروان او بودهاند و بعضى گويند افلاطون هم قائل به تناسخ بوده است . « 1 »
--> ( 1 ) فرهنگ علوم عقلى ؛ با تصرف و اختصار .