سيد محمد خالد غفارى

116

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى )

و شيخ - رحمه اللّه - در پرتونامه و به نقل از حكما اين مسأله را باز هم به زبان شيرين فارسى به زيباترين بيانى مطرح كرده است و فرموده : « . . . و بدان حكما گفته‌اند كه نشايد كه واجب الوجود چيزى نكند ، پس بكند كه اگر مرجّح وجود چيزها اوست چون مرجّح دائم باشد ترجيح دائم باشد . . . و آنچه گويند كه اگر مبدأ اوّل و معلولات او دائم باشد هر دو برابر باشند وهمى نادرست بود از آنكه مثلا تو دانى گفت كه انگشت بجنبيد ، پس انگشترى بجنبيد ، و نگويى كه انگشترى بجنبيد ، پس انگشت ، زيرا كه حركت انگشترى از انگشت است نه حركت انگشت از حركت انگشترى ، . . . پس حركت انگشت در عقل متقدّم است بر حركت انگشترى و اگر هم به زمان متقدّم نيست ، پس علّت را بر معلول تقدّم به ذات باشد نه به زمان اگر چه دائم باشد ، همچون تقدّم كسر بر انكسار ، و وجود معلول از علّت باشد نه وجود علّت از معلول . . . » . « 1 » و در كتاب هياكل النّور مىفرمايد : « . . . و چون كه توان گفت كه شعاع از آفتاب است نه آفتاب از شعاع ، و اگر چه شعاع دائم است به دوام آفتاب ، عجب نبايد داشت دوام فيض حق - تعالى - و آفتاب را چه زيانى دارد دوام شعاع ، يا خود ذرات و بقاى ايشان در نور وى . . . » . « 2 » از آنجا كه شيخ - رحمه اللّه - در اكثر آثارش بجز حكمة الاشراق ، مسأله قدمت زمانى عالم و جواب اعتراضات وارده بر آن را ، با تمسّك به تقدّم ذاتى علّت بر معلول ، از قول حكما ، نقل كرده است ، انتظار مىرود كه خود در حكمة الاشراق نظر ديگرى داشته باشد ، امّا مىبينيم كه آنجا هم ، همين موضع را گرفته و همين نظريّه را اين بار نه از قول حكما ، بلكه از طرف خود ، تأكيد كرده است : « . . . و الممكن لا يترجّح وجوده على عدمه من نفسه فالتّرجيح بغيره ، فيترجّح وجوده . بحضور علّته و عدمه بعدم علّته . . . و نعنى بالعلّة ما يجب بوجوده وجود شىء آخر ، بتّة دون تصوّر تأخّره . . . و للعلّة على المعلول تقدّم عقلىّ لا زمانىّ ، و قد يكونان فى الزّمان معا ، كالكسر و الانكسار . . . » . « 3 »

--> ( 1 ) مجموعهء مصنّفات ، ج 3 ؛ پرتونامه ، صص 41 - 42 . ( 2 ) همان مجموعه ، هياكل النور ، صص 97 - 98 . ( 3 ) مجموعهء مصنّفات ، ج 2 ؛ حكمة الاشراق ، ص 62 - 63 .