احمد احمدى بيرجندى

97

مدايح محمدى در شعر فارسى ( فارسي )

اهلى شيرازى ( وفات 942 ه ) اهلى شيرازى در فنون شاعرى توانا بوده است و در ايراد مطالب و نكات بلند شهرتى داشته . شعرش توأم با صنايع شعرى است . اهلى ديوان قصايد و غزليات و رباعياتى دارد . مثنوى سحر حلال كه در جواب كاتبى شاعر به نظم آورده ذو بحرين است . مثنوى ديگرى دارد به نام شمع و پروانه كه با تخيّلات لطيف عشق پروانه را به شمع به نظم آورده است . اهلى از شاعران دوران صفويّه است . در شيراز وفات كرد پيكر او را در جوار قبر حافظ به خاك سپردند . ديوانش چاپ شده است . 19 در نعت سيد المرسلين گويد : ما را چراغ ديده خيال محمّدست * خرّم دلى كه مست وصال محمّدست هرگز نبست سايهء او نقش بر زمين * كى نقش بندد آن كه مثال محمّدست مرغى كه نامهء احديّت به ما رساند * مرغ ضمير وحى مقال محمّدست معراج قدر بين كه در اوج هواى عرش * پرواز جبرئيل به بال محمّدست فيض مسيح كز دم او مرده زنده شد * در گوش جان ، صداى بلال محمّدست حسن و جمال عالم اگر يافت آفتاب * يك ذرّه ز آفتاب جمال محمّدست هنگامهء قيامت و غوغاى رستخيز * حرفى ز شرح جاه و جلال محمّدست جبريل اگر چه طوطى وحى است و عقل كل * درمانده در جواب و سؤال محمّدست اين حال بين كه دم نزدند انبيا همه * در سرّ آن حديث كه حال محمّدست قطب فلك كه مركز پرگار هستى است * يك نقطه از جنوب و شمال محمّدست