احمد احمدى بيرجندى

79

مدايح محمدى در شعر فارسى ( فارسي )

هندوى [ 31 ] تو چون بلال [ 32 ] كيوان [ 33 ] * سلمانت غلام فارسى خوان عمرى بزديم دست و پايى * در بحر هواى آشنايى چون بر درت آمديم امروز * داريم اميد مرحبايى اى گل ! چه شود گر از تو يابد * اين بلبل بينوا نوايى از سفرهء رحمت تو گردد * خرّم به نواله‌يى گدايى از كوى نجات ، نااميدى * وز راه فتاده ، مبتلايى بيمار هوا رسيدگانيم [ 34 ] * بخش از شفتين [ 35 ] به ما شفائى درمانده شديم و هيچ جا نيست * غير از تو رجا و ملتجائى [ 36 ] آورده و اين نثار دارم * درخواست ز حضرتت دعائى ما بر سفريم بهر زارى * خواهيم ز درگهت عطائى هر چند كه ما گناهكاريم * اميد شفاعت تو داريم « 1 » پى نوشتها [ 1 ] - منظور سيمرغ است . پرندهء دراز گردن كه آن را عنقاى مغرب نيز مىگويند و نزد بعضى وجود فرضى دارد . [ 2 ] - نعيم : نعمت و آسايش . نعيم نامى از نامهاى بهشت است ( - جنه النّعيم ) . [ 3 ] - ارِنى : اشاره دارد به رفتن حضرت موسى ( ع ) به كوه طور و تمنّاى ديدار ذات حق : در آيهء مباركه 143 سورهء اعراف چنين آمده است : « وَ لَمَّا جاءَ مُوسى لِمِيقاتِنا وَ كَلَّمَهُ رَبُّهُ قالَ رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ قالَ لَنْ تَرانِي . . . » . [ 4 ] - ظاهرا اشاره است به آيهء 83 سورهء شعراء : « رَبِّ هَبْ لِي حُكْماً وَ أَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ » در

--> ( 1 ) ديوان سلمان ساوجى ، به اهتمام منصور مشفق ، چاپ صفيعليشاه ، تهران .