احمد احمدى بيرجندى

75

مدايح محمدى در شعر فارسى ( فارسي )

سلمان ساوجى ( وفات 778 ه ) جمال الدين بن علاء الدين محمد شاعر معروف دههء اول قرن هشتم هجرى از جوانى مدّاح خواجه غياث الدين محمد وزير بود ، امّا پس از برهم خوردن اساس سلطنت ايلخانان ، به خدمت امراى جلاير پيوست و در بغداد اقامت گزيد . سلمان ساوجى در اواخر عمر منزوى شد و به ساوه ، مسقط الرأس خود باز آمد و در ملكى كه داشت مقيم شد و در همان جا در گذشت . وى در قصيده از كمال الدين اسماعيل و ظهير فاريابى و انورى پيروى مىكرد . غزلياتش گاه شباهت زيادى به غزليات حافظ پيدا مىكند . سلمان دو مثنوى نيز دارد به نامهاى : جمشيد و خورشيد و فراقنامه كه چندان شهرتى نيافته است . ديوانش چاپ شده است . 15 در منقبت حضرت رسالت پناه ( ص ) هر دل كه در هواى جمالش مجال يافت * عنقاى [ 1 ] همّتش دو جهان زير بال يافت هر جان كه با بلاى ولايش گرفت انس * از نعمت و نعيم [ 2 ] دو عالم ملال يافت جبريل را تجلّى شمع جمال او * پروانه وار سوخته بى پرّ و بال يافت اى منعمى كه ناطقهء خوش سراى را * در حصر نعمت تو خرد گنگ و لال يافت