احمد احمدى بيرجندى
54
مدايح محمدى در شعر فارسى ( فارسي )
كمال الدين اسماعيل ( مقتول به سال 635 ه ) كمال الدين اصفهانى معروف به خلّاق المعانى فرزند جمال الدين اصفهانى است . وى از قصيده سرايان بزرگ ايران است كه زندگيش با حملهء مغول همزمان بود . وى بيشتر خاندان صاعد را كه رياست شافعيّه را داشتند مدح كرد . اواخر عمرش به عزلت گذشت تا در سال 635 هجرى به دست مغولان به قتل رسيد . استادى وى در خلق معانى جديد است . ديوانش چاپ شده است . 9 تركيب بند در نعت سيّد المرسلين و خاتم النبيّين محمد المصطفى ( ص ) اى جز به احترام ، خدايت نبرده نام * و اى سلك انبيا ز وجود تو با نظام در دست عقل ، نور مساعى تو چراغ * بر كام نفس ، حكم مناهى تو لگام از آتش سنان تو يك شعله نور صبح * وز پرچم سياه تو يك تار زلف شام فتراك [ 1 ] توست عروهء وثقى [ 2 ] كه جبرئيل * در وى زند ز بهر شرف دست اعتصام [ 3 ] گر صورت تو رحمت عالم نيامدى * از حضرت خداى كه دادى به ما پيام ؟ چل روز از آن سبب گل آدم سرشته شد [ 4 ] * تا قصر دين به خشت وجودت شود تمام اى نقش كرده بر صفحات وجود خويش * عرش مجيد نام ترا از براى نام پر جوش ديگ سينه چه دارى كه مىپزند * در مطبخ « ابيت » [ 5 ] ترا گونه گون طعام در موكب جلال تو ازعجز باز ماند * روح القدس به منزل الّاله مقام [ 6 ] نزديك تو چه تحفه فرستيم ما ز دور ؟ * در دست ما همين صلوات است و السلام عيسى ز مقدم تو به ايام مژده داد * از يمن آن سخن نفسش جان به مرده داد