احمد احمدى بيرجندى

15

مدايح محمدى در شعر فارسى ( فارسي )

فردوسى طوسى ( 329 - 411 ه ) ابو القاسم منصور بن حسن بزرگترين شاعر حماسه سراى ايران در قريهء باژ از قراء طابران طوس در خانواده‌اى از دهقانان ولادت يافت . در جوانى شروع به نظم برخى از داستانهاى قهرمانى كرد و در سال 370 هجرى بعد از دقيقى به نظم شاهنامهء ابو منصورى پرداخت و در سال 384 ه آن را به پايان برد و سپس از مآخذ ديگر مانند اخبار رستم و اخبار اسكندر مطالب ديگرى بر شاهنامهء خود افزود و آن را در سال 401 ه به سلطان محمود غزنوى تقديم كرد ولى به علت سعايت حاسدان و اختلاف مذهب مورد پسند سلطان قرار نگرفت . ناچار فردوسى به هرات و از آن جا به طبرستان رفت و در سال 411 ه به زادگاه خود برگشت و در همان جا چشم از جهان فرو بست . اثر بى نظيرش شاهنامه است داراى 50 هزار بيت در داستانهاى اساطيرى و ملى و تاريخى كه به بيشتر زبانهاى زندهء جهان ترجمه شده است . 1 ستايش پيغمبر ( ص ) تو را دانش و دين رهاند درست * درِ رستگارى ببايَدت جُست و گر دل نخواهى كه باشد نژند [ 1 ] * نخواهى كه دائم بوى مستمند به گفتار پيغمبرت راه جوى * دل از تيرگيها بدين آب شوى منم بندهء اهل بيت نبى * ستايندهء خاك پاى وصى [ 2 ] حكيم اين جهان را چو دريا نهاد * برانگيخته موج ازو تند باد چو هفتاد كشتى بر او ساخته [ 3 ] * همه بادبانها برافراخته يكى پهن كشتى بسان عروس * بياراسته همچو چشم خروس