احمد احمدى بيرجندى
133
مدايح محمدى در شعر فارسى ( فارسي )
وَ كانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً ( سورهء احزاب آيهء 40 ) . ( 31 ) - اشاره است به تسبيح گفتن سنگريزهها در دست حضرت رسول اكرم ( ص ) و اعتراف به رسالت آن بزرگوار . ( 32 ) - اشاره است به نامهء حضرت رسول اكرم ( ص ) كه خسرو پرويز آن را از سر غرور پاره كرد و در ازاى اين جسارت بزرگ شيرويه پسر هوسبازش شكم پدرش را با خنجر دريد . ( 33 ) - اشاره است به معجزهء شقّ القمر . ( 34 ) - سپر افكندن : تسليم شدن است . ( 35 ) - ادريس : از پيامبران بنى اسرائيل است كه گويند از جهت درس گفتن بسيار بدين نام علم شد . ( 36 ) - گفتهاند كه ( اخنوخ ) همان ( ادريس ) است . ( 37 ) - هميلع : در لغت : مردك بىوفا كه بر يك جهتى و برادرى نپايد - سختگير و تيزرو ( ظ : منظور شاعر اسم خاصّ است ) ( 38 ) - اولين پادشاه اسرائيل فرزند قيس از سبط بنيامين ( لغتنامه ) . ( 39 ) - لقب پادشاهان يمن . ( 40 ) - سميدع : در لغت به معنى مهتر قوم ، مرد چالاك است . ( 41 ) - صارم تبّار : شمشير هلاك كننده . ( 42 ) - تاج ( 43 ) - تخت ( 44 ) - تيّار : موج دريا ، ( 45 ) - نوبت بازى قمار را بسيار باختهايم و در تنگناى گرفتاريها اندر شدهايم . ( 46 ) - سكّان برابر است با ساكنان . ( 47 ) - كشور تجريد : در عالمى كه انسان و الا خود را از قيود مادى و حجابهاى ظلمانى و ما سوى اللّه مىرهاند . ( 48 ) - پشتيبان .