احمد احمدى بيرجندى

127

مدايح محمدى در شعر فارسى ( فارسي )

اديب الممالك فراهانى ( 1277 - 1236 ه ) اديب الممالك فراهانى متخلّص به اميرى از شاعران بزرگ دوران معاصر است . از كودكى به آموختن علوم و ادب پارسى و تازى و زبانهاى اروپايى و نيز به شاعرى پرداخت . وى به نويسندگى و ادارهء روزنامه‌هاى ادب ، مجلس ، عراق عجم و آفتاب اشتغال ورزيد . مسافرتهايش به داخل و خارج باعث شد كه با زبانهاى خارجى تا حدودى آشنا شود و در اشعار خودگاه از تركيبات خارجى سود جويد . احاطهء وى بر زبان عربى نيز در اشعار فارسىاش اثر گذاشت و لغات عربى و تركيبات ناهموارى در اشعارش وارد شد . در انواع شعر استاد بود و قصايد و قطعات استادانه‌اى سرود از جمله اشعارش اين مسمّط است . ديوانش را مرحوم وحيد دستگردى چاپ كرده است . 28 مسمّط در تهنيت ولادت حضرت خاتم الانبياء ( ص ) برخيز شتربانا بر بند كجاوه * كز چرخ همى گشت عيان رايت كاوه در شاخ شجر برخاست آواى چكاوه [ 1 ] * وز طول سفر حسرت من گشت علاوه بگذر به شتاب اندر از رود سماوه [ 2 ] * در ديدهء من بنگر درياچهء ساوه [ 3 ] وز سينه‌ام آتشكدهء پارس نمودار [ 4 ] * از رود سماوه زره نجد و يمامه بشتاب و گذر كن بسوى ارض تهامه [ 5 ] * بردار پس آنگه گهرافشان سر خامه اين واقعه را زود نما نقش به نامه * در ملك عجم بفرست با پرّ حمامه [ 6 ] تا جمله ز سر گيرند دستار و عمامه * جوشند چو بلبل به چمن ، كبك به كهسار