احمد احمدى بيرجندى

120

مدايح محمدى در شعر فارسى ( فارسي )

امروز بود فرشتگان را سور * اهريمن سوگوار و اندهگين امروز شكست صفّهء كسرى [ 13 ] * و آمد به جهان يكى درست آيين امروز به گلستان دين بشكفت * شمشاد و گل و بنفشه و نسرين امروز بزاد خواجهء لولاك [ 14 ] * داد از پى خويش خاك را تزيين چون شعله كشد حجيم تفّش [ 15 ] را * حبّ وى و آل وى دهد تسكين بر جنّ و بشر پيمبر مرسَل * نسرشته خداى ابوالبشر را طين خورده است خدا به موى او سوگند * كرده است به روى او خدا تحسين از چرخ گذشته با چه ؟ با جامه * بر عرش نشسته با چه ؟ با نعلين مخذول دم نفاق او پرويز [ 16 ] * مسمار [ 17 ] سم براق او پروين نفرين كردند انبيا بر قوم * چه نوح و چه هود و صاحب يقطين [ 18 ] آزار از انبيا فزونتر ديد [ 19 ] * از قوم و نكرد قوم را نفرين شرعش بر پاى تا به رستاخيز * دينش بر جاى تا بيوم الدين از فرش به عرش رفت و باز آمد * جنبنده هنوز حلقهء زلفين [ 20 ] اسرار دو كَون در شب معراج * بيواسطه كرده حق به دو تلقين طبع من و صد هزار همچون من * در منقبتش مقصّر و مسكين « 1 » پى نوشتها [ 1 ] - ذات : هستى شى و حقيقت آن . [ 2 ] - عليهم الصلوات : بر ايشان درود باد ! [ 3 ] - لات و عزّى : از بتهاى اعراب در زمان جاهليّت . [ 4 ] - اشاره است به حديث معروف نبوى ( ص ) : مثل اهل بيتى مثل سفينة نوح من ركبها نجى و من

--> ( 1 ) همان مأخذ .