احمد احمدى بيرجندى
11
مدايح محمدى در شعر فارسى ( فارسي )
بدين سبب ، چنين شاعرانى از مصلحت روز و روزگار خويش ، به ديگرى نمىپرداختند . ازين روى در ديوان انورى ، فرّخى ، عنصرى ، عسجدى و گويندگانى ازين دست از مدح پيامبر ( ص ) و احيانا ، ائمهء معصومين ( ع ) و حتّى اولياء حق و مناقب و سجاياى ملكوتى آنان اثرى ديده نمىشود ، و اگر احيانا ديده شود از جهت آن است كه ممدوحان را به آن بزرگواران مانند كنند و از اين وسيله براى توجيه مدايح خود ، سود جويند . اين اشارات نيز ، گاه كم است يا بسيار رقيق و كم رنگ . تنها « ممدوح » است كه آب دريا در برابر كرمش جوى نيارد و ابر و باران در برابر « يم » احسانش « نمى » نيرزد ! چرخ و زمين به فرمان اوست و اوست كه ! بسيار كماند شاعرانى مانند : كسائى ، سنائى غزنوى ، ناصر خسرو ، عطار و مولوى كه از ارباب حقيقت و معنى و پيامبران الهى و پيشوايان مذهبى سخن گفته باشند . خوشبختانه ، هر چه زمان مىگذشت ، شاعران وارسته و آزاده كه روزگار را گاه در عزلت و انزوا مىگذراندند و به مايهء اندك كفاف خرسند بودند ؛ مدح پيشوايان دينى را بجدّ آغاز كردند و سخن از مدايح و مناقب بزرگان مذهب ، اسوههاى بشريّت ، به ميان آوردند . « انسان كامل » كه گمشدهء عارفان طريقت و واصلان سرچشمهء زلال حقيقت بود و سايه روشنى از وى گاه در انسانهاى اساطيرى يا اولياى ناشناختهء حق و ابدال نايافته ، ديده مىشد ، بطور كامل و تمام عيار در وجود پاك حضرت رسول اكرم ( ص ) و ديگر ائمه و پيشوايان دينى ظهور و بروز داشت كه وجودشان آفتابهايى است تابان و پرتو افكن ؛ اگر چه خفّاشان نخواهند يا نتوانند ديدن . شاعران پاك عقيدت ، بر مبناى قرآن و سيره و تاريخ و روايات به ذكر محامد رسول اكرم ( ص ) به زبان شعر پرداختند و مدح و نعت آن پيامبر معظّم را با زبان دل و روح خود در الفاظى موزون و قصايدى غرّابيان داشتند . با اين كه سخن ما دربارهء مدايح حضرت محمد ( ص ) پيامبر مرسل و نبى