احمد احمدى بيرجندى

102

مدايح محمدى در شعر فارسى ( فارسي )

--> [ 5 ] - صفرا : يكى از اخلاط اربعه است كه آن را به فارسى تلخه مىگويند ، مجازا : خشم ، غضب و سودا . [ 6 ] - در اين جا به معنى تاريكى و سياهى است . [ 7 ] - سُوَيدا : نقطهء سياه كه بر دل است ( غياث اللغات ) منظور ميانهء دل ، دانهء دل . [ 8 ] - شب يلدا : شب اول زمستان : درازترين شبهاست . [ 9 ] - شبر و اسرى : اشاره دارد به معراج حضرت پيامبر ( ص ) . [ 10 ] - اشاره است به آيهء 10 از سورهء النجم : فَأَوْحى إِلى عَبْدِهِ ما أَوْحى : « پس به بنده‌اش وحى كرد آنچه را كه خواست وحى كند . » [ 11 ] - صاحب جلالت و بزرگوارى از آيهء شريفهء 78 سورهء الرحمن : تَبارَكَ اسْمُ رَبِّكَ ذِي الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ . [ 12 ] - ابدى ، هميشگى . [ 13 ] - اشاره است به نابودى دو بت دوران جاهليّت به نامهاى : لات و عُزّى . [ 14 ] - اشاره است به شكست برداشتن ايوان كسرى در شب ولادت حضرت رسول ( ص ) . [ 15 ] - اشاره است به حديث : كنت نبيّا و آدم بين الماء و الطّين : « من پيامبر بودم در حالتى كه حضرت آدم ابو البشر هنوز در بين آب و گل بود . » [ 16 ] - اشاره دارد به آيهء 51 سورهء القلم كه براى چشم زخم معمولا مىخوانند و حكايت از تلاش بيهودهء كافران در حق پيامبر اكرم ( ص ) مىكند ؛ آيه چنين است : وَ إِنْ يَكادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَ يَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَ ما هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ : « نزديك است كافران ترا به چشمانشان بزنند چون آيات قرآن كريم را شنيدند . آنان مىگويند : او ديوانه است در حالى كه قرآن ياد و پندى است براى جهانيان . » [ 17 ] - اشاره است به معراج پيامبر ( ص ) .