سيد محمد دامادى
71
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )
ترا ز مَشرقِ پيرى دميد صبح ، مَخُسب * كه خواب ، تيره نمايد ، چو صبح شد روشن چه ماند عمر ؟ چو پنجاه و پنج سال گذشت * كه گشت سَروِ تو چون خيزران بنفشه سَمَنْ ( 5 ) او در سال پانصد و هشتاد و هشت / 588 ه ق درگذشته است . 2 - وضع تاريخى و اجتماعى ايران در سدهء ششم هجرى و تأثير آن در ادبيّات فارسى بر عموم و در شعر جمال الدّين بر خصوص چنان كه از مطاوى كتب تاريخى و نيز برخى از اشعار جمال الدّين محمّد بن عبد الرّزاق استنباط مىشود ، در قرن ششم ، شهر اصفهان شاهد دشمنى ديرين خانوادگى بين دو خاندان معروف صاعدى و خجندى بوده است . آل صاعد حنفى بودند و آل خجند ، مذهب شافعى داشتند و اختلاف و زد و خوردهاى عقيدتى و جنگهاى قبيلهيى و عشيرهيى اين دو خاندان ، آسايش و آرامش را از مردم شهر اصفهان به كلّى سلب كرده بود . از طرف ديگر در روزگار حيات جمال الدّين محمّد بن عبد الرّزاق ، دربارهاى شاعر پرور مانند دورههاى قبل در ايران وجود نداشته است ( 6 ) و كسب روزى از طريق شعر كمتر امكانپذير بوده است . شاعران اين عصر مورد تحسين و إنعام و إحسان خاصّ ممدوحان ، آن چنان كه در دورههاى قبل رسم بوده است ، نبودهاند . زيرا روزگار جمال ، مصادف است با دورهء وقوع فتنههاى پياپى كه بزرگترين آنها « فتنهء غز » است ( 7 ) و به موازات آن كشاكش جنگهاى عقيدتى و سياسى و اجتماعى و قدرتنمايى اسماعيليان نيز بر سر قبضهء قدرت و دست يافتن بر حكومت و تسلّط و استيلا بر سرنوشت مردم كه از سدههاى پيش آغاز گرديده بود ، درين قرن همچنان امتداد يافته است ( 8 ) . اين تحوّلات سياسى و اجتماعى ، چنان كه رسم است در شعر و ادب پارسى اثر گذاشت و نوميدى و توقّف ، جانشين اميد و تحرّك گرديد . روح قوى و آزادمنش مردم ايران از ميان رفت و جاى آن را روحيّهء يأس و بدبينى و انزوا و إعتزال و ترك دنيا و توجّه به عوالم آخرت و معنا گرفت . به ابيات ذيل « جمال الدّين محمّد بن عبد الرّزاق »