سيد محمد دامادى
521
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )
الف - أهالى شام كه بر بيعت خود با معاويه باقى ماندند . ب - أهالى كوفه كه بر بيعت با على ( ع ) استوار ماندند . ج - پيروان عقيده بر بركنارى هر دو كه آنها را « خوارج » خواندند و در « نهروان » گرد آمدند و در سال 38 ه ق على ( ع ) آنها را به بيعت فرا خواند و چون نپذيرفتند به سركوبى آنها پرداخت . . . سرانجام در شب نوزدهم رمضان سال 40 ه ق به ضربت عبد الرّحمان بن ملجم مرادى كه از خوارج بود ، على ( ع ) مضروب و در 21 همان ماه در سنّ 63 سالگى به شهادت رسيد و در كوفه در محلّى به نام القرى يا الغرى كه امروز به « نجف » مشهور است - دفن گرديد . سخنان على ( ع ) سرشار از پند و حكمت و عبرت است كه شريف رضى در قرن چهارم هجرى گردآورى كرد و آن را « نهج البلاغه » ناميد كه شامل خطبهها و فرمانها ، رسائل و نامهها و پند و حكمت و مواعظ است و اشعارى نيز به وى نسبت مىدهند كه صحّت بيشتر آنها مورد ترديد محقّقان است . محبوبيّت على ( ع ) نزد تمام مسلمانان خاصّه ايرانيان بىنظير است . . . [ تجارت السّلّف 52 تا 36 ، أعلام زركلى ج 5 ص 107 ، تاريخ طبرى ج 6 ص 83 ، صفة الصفوة ج 2 ص 118 و حلية الأولياء ج 1 ص 61 و به فارسى بليغ كتاب « مرد نامتناهى » تأليف مرحوم حسن صدر ] شير حق : شير خدا ، ترجمه گونهاى است از ( اسد اللّه ) كه جزو نعوت و القاب حضرت مولاى متّقيان على ( ع ) است كه وى را بسبب دليرى و شجاعت بىنظير بدين عنوان و گاهى ( اسد اللّه الغالب ) مىخوانند . سفينة البحار ، در ذيل : اسد . در نظر جلال الدّين محمّد ( شير حق ) كسى است كه در ميدان مجاهدت و خلاف نفس و هواى نفسانى جان باز و دلير باشد و از اظهار حقيقت بيم نكند و در اجراى احكام هراس به دل راه ندهد و شجاعت او از قدرت حق منبعث باشد نه از نيروى غضب و خشم مانند دلاورى و يلى پهلوانان حسّ كه ناشى از قوّهء غضبى و محرّك آن ، حسّ انتقام و غلبهء خصمان و هماوردان است ، مىفرمايد : گفت من تيغ از پىِ حق مىزنم * بندهء حقّم نه مأمورِ تنم شيرِ حقّم نيستم شيرِ هوى * فعلِ من بر دينِ من باشد گُوا ما رَمَيْت اذْ رَمَيْتم در حِراب * من چو تيغم و آن زننده آفتاب