سيد محمد دامادى
505
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )
صقليه ؛ سيسيل صولجان ؛ معرّب چوگان ، عصا ، عصاى شاهى ج صوالج طالح ؛ مرد بدكار ، تبهكار ، فاسد ، مرد بىسامان طامات ؛ ج طامّه ، اقوال پراكنده ، معارفى كه صوفيان بر زبان رانند و در ظاهر گزافه به نظر آيد طرّار ؛ كيسه بر ، درد ، سارق ، گربز ، تيززبان طرفه ؛ چيز تازه ، شىء نو ، مطبوع ، شىء عجيب و شگفتآور ، مال نو ، معشوق طلب ؛ گروه طلب كنندگان ، گروهى كه در يك جا جمع شده باشند طيلسان ؛ جامهء گشاد و بلند كه به دوش اندازند ، ردا ، نوعى ردا و فوطه كه عربان و خطيبان و قاضيان و كشيشان مسيحى بر دوش اندازند الضَّنْك ( مص ) : الضيّق من كلّ شىء للمذكّر و المؤنّث . يقال « مكان ضنك و عيشه ضنك أى ضيّق و ضيّقة عسس ؛ ج عاس است كه در فارسى در معنى مفرد به كار مىرود ، شبگرد ، پاسبان ، گزمه عِنين ؛ مردى كه بر جماع قادر نباشد غوايت ؛ بيراه شدن ، گمراه گشتن ، گمراهى ، بيراهى غثّ و سمين ؛ كلام فصيح و بليغ توأم با سخنان غير فصيح و غير بليغ ، درست و نادرست ، صدق و كذب ، انتخاب ، گزينش غيلة ؛ الخديعة و الإغتيال اا يقال « قتله غيلة » أي خدعه فدهب به إلى موضع فقتله