سيد محمد دامادى

498

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )

و به تعطيل فاعل گرفتار آيد . [ نص النصوص 386 و جامع الاسرار ص 117 و 218 ] اقوال مشايخ - جنيد گفت : قرب به وجد جمع است . و مزيّن گفت : جمع عين فناء باللّه است . و واسطى گفت : اگر نظر بر خوددارى در تفرقه‌يى و اگر نظر به پروردگارت دارى در جمعى . [ عوارف المعارف ص 524 و مصباح الهداية ص 129 ] ابو الحسين نورى گفت : جمع به حقّ تفرّق از غير است و تفرّق از غير جمع به او است . [ طبقات الصوفيه ص 166 ] نهر جورى گفت : جمع عين حق است آن كه جملهء اشياء به دو قايم بود . [ همان كتاب ص 380 و تذكرة الاولياء ج 2 ص 1 ] ابو بكر أبهرى گفت : جمع ، جمع متفرّقاتست ، و تفرقه ، تفرقهء مجموعات . هرگاه جمع شوى گويى اللّه و لا سواه و چون در تفرقه افتى نظر به كون دارى . [ ص 393 طبقات الصوفيه و ص 393 امالى پير هرات ] - حلّاج گفت : جمع بعضى از عين توحيد است . [ امالى پير هرات ص 120 ] - عمرو بن عثمان گفت : جمع آنست كه حق تعالى خطاب كرد بندگانش را در ميثاق . [ تذكرة الاولياء ج 2 ص 39 ] يوسف أسباط گفت : جمع ، جمع كردن دلست در معرفت ، و تفرقه متفرّق گردانيدن در أحوال . [ همان كتاب ج 2 ص 79 ] ممشاد دينورى گفت : جمع آنست كه خلق را جمع گردانيد در توحيد ، و تفرقه آن است كه در شريعتشان متفرّق گردانند . [ ج 2 ص 159 ] حاصل كلام آن كه : جمع در نظر اين طايفه آن است كه سالك با همهء همّت خود به خداى پردازد و از هر نوع پراكندگى خاطر نجات يابد . يعنى هيچ امرى از امور دنيا و هيچ شغلى از مشاغل ظاهر و باطن ، او را از كار خداى باز ندارد و متفرّق و پريشان حال نگرداند . و كلّ ما سوى اللّه را از سر صدق و اخلاص وداع كند و همّت در خداى بندد و بس تا باب معانى بر او گشاده شود و مورد لطف و