سيد محمد دامادى
492
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )
معرفتشان به موضوع جمع و تفرقه است و اين دو را با هم اشتباه كردهاند و آنچه مربوط به جمع است به تفرقه نسبت دادهاند و يا بالعكس . [ للمع ص 431 ] « معنى جمع حقيقت و سرّ معلوم و مراد حق باشد ، و اين مقدار را إجماعست مر جملهء اهل سنّت و جماعت را بدون معتزله با مشايخ اين طريقت . امّا ( مشايخ ) اندر استعمال اين عبارت مختلفاند ، گروهى بر توحيد رانند ، و گروهى بر اوصاف و گروهى بر افعال . آنان كه بر توحيد رانند گويند كه جمع را دو درجت است يكى اندر اوصاف حق و ديگر اندر اوصاف بنده ، آنچه در اوصاف حق است ، آن سرّ توحيدست و كسب بنده از آن منقطع . آنچه اندر اوصاف بنده است ، آن عبارت از توحيد است به صدق نيّت و صحّت عزيمت و اين قول على رودبارى است . گروهى ديگر گويند آنان كه بر اوصاف رانند كه جمع صفت حق است و تفرقه فعل وى و كسب بنده از آن منقطع ، از آنچه در إلهيّت ويرا منازع نيست ، پس جمع ذات و صفات وى است از آنچه الجمع التسوية فى الأصل و جز ذات و صفات وى بقدم متساوى نىاند و اندر افتراقشان بعبارت و تفضيل خلق مجتمع نه . و معنى آن بود كه ويرا تعالى صفاتى قديمست و بدان مخصوصست و قيام آن بدوست و اختصاص وجودشان به دو و وى و صفات وى دو نباشد كه در وحدانيت وى فرق و عدد روا نيست ، و بدين حكم جمع درين معنى روا نباشد . باز جمهور محقّقان تصوّف را اندر مجارى عبارات و رموزشان مراد مجمع مواهب است ، پس آنچه صرف عنايت و هدايت حق تعالى باشد جمع بود . پس روا باشد كه دوستى حق بر باطل بنده سلطان گردد ، و بغلبه و افراط آن عقل و طبايع از حمل آن عاجز گردند و امر وى از كسب وى ساقط گردد ، آنگاه اين درجه را جمع خوانند .