سيد محمد دامادى

24

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )

اين حال كسى بانگ برداشت كه : محمّد كشته شد . مسلمانان گريختند و كفّار آنها را تعقيب كردند و پيامبر در برابر دشمنان تنها ماند و سنگى بر دهان پيامبر فرود آمده ، آن را شكافت و يكى از دندان‌هاى نيش پيامبر شكست ، و گونه‌اش شكافته ، لبانش مجروح گرديد و خون بر روى وى جارى گرديد و او همواره خون از چهرهء خويش مىزدود و مىفرمود : « كسانى كه سيماى پيامبرشان را خون آلود و سرخ فام ساختند - در حالى كه او ايشان را به پروردگار فرا مىخواند - چگونه ممكنست رستگار گردند ؟ » « 1 » و دو حلقه از حلقه‌هاى خود در صورت پيامبر فرو رفت و حفره‌يى ايجاد كرد و دشمن وى را محاصره كرد و او فرمود : « كيست كه زندگانى خويش را به ما فرو شد ؟ » زياد بن سكّن به همراه پنج تن از انصار پيش آمدند و به نبرد تن به تن در برابر رسول خدا پرداختند و همگى كشته شدند و آخرين آن‌ها زياد بود كه با وجود زخم‌هاى فراوان در برابر پيامبر ، مردانه ايستاد و جنگيد تا آنگاه كه دسته‌يى از مسلمانان در رسيده - كفّار را از اطراف پيامبر پراكندند . پيامبر فرمود : « زياد را نزد من آريد » چون او را نزد پيامبر آوردند ، از پاى در افتاد و جان داد در حالى كه گونه‌اش بر پاى پيامبر خدا بود . و أمّ عمارّه با نسيبه دختر كعب مىجنگيد و خود جريان را چنين بيان مىكند : صبحگاه بيرون آمدم و مىديدم كه مردم چه مىكنند ؟ مشك آبى همراهم بود كه به رسول خدا - در حالى كه ميان اصحاب بود - برخوردم . قدرت و غلبه از آن مسلمانان بود . امّا چون مسلمانان شكست خوردند به حضور رسول خدا رفته و آمادهء جنگ ايستادم و با شمشير از وى دفاع كرده ، به دشمن تير مىانداختم تا آن كه شدّت جراحات وارده - مرا از پاى در آورد . و ابو دجانه - خود را سپر رسول خدا قرار داده بود و تير بر پشت وى مىآمد و وى را خم مىساخت تا آن كه تيراندازى به سويش افزايش يافت . و سعد بن أبى وقّاص

--> ( 1 ) - آن كه سنگ بر صورت پيامبر زد عتبة بن أبى وقّاص بود كه حسّان درباره‌اش سرود : خدا ترا سيه‌روز سازد و قبل از مرگ صاعقه ترا در يابد - دست يازى به سوى رسول خدا كردى - و دهان او را با تير شكستى ، چرا ( از چه رو ) خدا و جايگاهى را كه در آينده بايد مصيبت آن را بر خود روا دارى ؟ منظور خاطر نياوردى ؟ ( روز جزا را )