سيد محمد دامادى
480
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )
گروهى را دور كرد و انواع و افعال او را نهايت نيست و شرح را بدان راه نيست . [ ترجمهء رسالهء قشيريه ص 103 ببعد ] « جمع و تفريق دو حالتاند و خداى تعالى جامع و مفرّق است ، هر كرا به حقيقت جمع كند به علم او را در تفرقه اندازد يعنى به مقام علم كه مقام كثرت است كشاندش ، پس تفرقه از شرايط ظهور علم اوست . و هر كرا از اغيار جمع كنندش به تفرقه اعتبار كشاندش كه اتّعاظ و عبرتگيرى باشد ، و او را با ملايمات و ناملايمات و اوامر و نواهى كه همه اختيارست به تفرقه اندازدش . . . و هر كه عبوديت خود را از هواهاى نفسانى و اغراض شيطانى بيرون آرد و بر أهواء خويش آن را متفرّق نسازد مجموع خواهد بود . پس جمع پس از تفرقه موافق شدنست با مراد حق و تفرقه موافقت با علم اوست . در تفرقه و عالم كثرت تمام موجودات با اراده و بدون اراده طلب مقام جمع كنند . و فرق آن چيزهايى است كه خداى تعالى شأنه بر زبان خلفاى خود با برهان در مقام علم بيان كرده است ، از امر و نهى و حسن و قبح . جمع كتاب است و تفرقه سنّت كه احكام و حكايات و مواعظ باشد » . [ شرح كلمات قصار بابا طاهر ص 147 ببعد ] « بدان كه تفرقهء خاطر و تردّد نظر از شكّ تولّد كند و به شرك انجامد . و چون خاطر متفرّق شد حق تعالى وى را در مهالك اندازد . و تفرقه از دلايل غفلت است و هرگز طريقت با غفلت جمع نشود . و از نتايج تفرقه خاطر است و تفرقه خاطر از ظلمت هوى است و خداوند تعالى آدمى را دل و هوى داده است تا هر كرا از سر جادهء دل منحرف شود متفرّق گردد و در ذلّ فقر افتد . كه مرد متفرّق به هر چيز متغيّر شود امّا چون جمع شد هر دو جهان در وى تلوّن و تغيّر پديد نيارد . » [ صوفى نامه عبادى ص 173 ببعد ]