سيد محمد دامادى
431
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )
خاكِ او بوده ، آب تجريدش * سَفَرِ دل ، مقامِ توحيدش باد بد قصدِ جانش ناكرده * آبِ غربت ، زيانش ناكرده خاتمِ شرعِ خاتمت در فم * صدق اللّه نبشته بر خاتم [ حديقة الحقيقة صص 195 - 197 ] منظور جمال الدّين محمّد بن عبد الرزّاق در بيت « آنجا كه جنييتِ تو رفرف . . . اينست كه مقام تو از حضرت عيسى ( ع ) بسى بالاتر است . زيرا جنيبت تو « رفرف » است ، امّا حضرت عيسى ، دم لاشه خر را به دست گرفته است . نشيمن ؛ جاى ، مقام ، جايگاه ، قرارگاه ، جاى نشستن ، جاى اقامت . نگردد مَرْد مَردُم جز به غربت * نگيرد قدر باز اندر نشيمن [ ناصر خسرو ] چاهِ صفاهان مدان نشيمنِ دجّال * مَهبطِ مهدى شمر ، فضاىِ صفاهان [ خاقانى ] « مصلحت آن ديدم كه در نشيمن عزلت نشينم . » [ گلستان سعدى ] چنان مرغِ دلم را صيد كردى * كه بازش دل نمىخواهد نشيمن [ سعدى ] كه اى بلند نظر شاهبازِ سدره نشين * نشيمنِ تو نه اين كُنجِ محنتآباد است [ حافظ ، غزل 37 / 4 ص 90 ] حافظا خُلدِ برين ، خانهء موروث مَنَست * اندرين منزلِ ويرانه نشيمن چه كنم [ حافظ ، غزل 337 / 7 ص 690 ] شهبازِ دستِ پادشهم ، يا رب از چه حال ؟ * از ياد بردهاند ، هواىِ نشيمنم [ حافظ ، غزل 335 / 5 ص 686 ]