سيد محمد دامادى

423

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )

دادن ابليس آدم را و رانده شدن وى از بهشت به علّت نافرمانى در قرآن كريم چنين آمده است : « فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ الشَّيْطانُ قالَ يا آدَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلى شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَ مُلْكٍ لا يَبْلى فَأَكَلا مِنْها فَبَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما وَ طَفِقا يَخْصِفانِ عَلَيْهِما مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ وَ عَصى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوى » - شيطان او [ آدم ] را وسوسه كرد و گفت تو را به درخت جاودانى و پادشاهى كه خلل ناپذير است راهنمايى خواهم كرد پس آن دو [ آدم و حوّا ] از آن درخت خوردند و عورت‌هاشان آشكار شد و شروع كردند كه از برگ‌هاى بهشت بر آن‌ها بچسبانند آدم پروردگارش را نافرمانى كرد پس بىبهره شد . » [ آيهء 119 و 120 سورهء طه ] پس از خوردن شجرهء خبيثه يا به قول صوفيّه « دانهء معرفت » آدم مردود شد و از بهشت رانده گشت و به زمين افتاد و چون مورد غضب خدا واقع شده بود مدّت سيصد سال گريست و توبه كرد و زارى و إلحاح نمود تا توبه‌اش قبول شد و اين موضوع در قرآن كريم سورهء بقره آيهء 35 تا 40 و تفسير ابو الفتوح و ساير تفاسير معتبر در ذيل همين آيه و قصص انبيا به تفصيل آمده است و شاعران هم سروده‌اند : . . هر كس كه از بهشت برون رفت آدم است ! زان كه آدم زان عتاب از اشك رَست * أشكِ تر باشد ، دَمِ توبه‌پَرَست بهرِ گريه آمد آدم بر زمين * تا بُوَد گريان و نالان و حزين آدم از فردوس و از بالاىِ هفت * پاى ماچان از براىِ عذر رفت گر ز پشتِ آدمى وز صُلْبِ او * در طَلَب مىباش هم در طُلْبِ او ز آتشِ دل و آبِ ديده ، نُقل ساز * بوستان از ابر و خورشيدست باز [ مثنوى 1 / ابيات 1633 - 1637 صص 100 و 101 طبع نيكلسون ] « . . . پس آدم دويست سال بگريست و طعام و شراب نخورد ، و حوّا نيز همچنين تا آن‌گاه كه آدم سجده كرد و چهل سال ، سر از سجده بر نياورد ، تا آنگاه كه حق تعالى جبريل را بفرستاد كه يا آدم سر از سجده بردار كه خداى تعالى توبه‌ات پذيرفت و عفو كرد . آدم گفت يا جبريل چه كنم برهنه و گرسنه و ضعيف شده ، مرا فرمان چيست تا من آن كنم كه از من خشنود گردد ؟ . . . جبريل گفت : حق تعالى مىفرمايد : بنا كردن كعبه . . . » [ ابو اسحاق ابراهيم بن