سيد محمد دامادى
397
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )
حافظ غُبارِ فقر و قناعت ز رُخ مشوى * كاين خاك بهتر از عملِ كيمياگرى [ حافظ ، غزل 442 / 9 ص 900 ] حافظ از فقر ، مكن ناله ، كه گر شعر اين است * هيچ خوشدل نپسندد ، كه تو محزون باشى [ حافظ ، غزل 449 / 8 ص 914 ] اگرت سلطنتِ فقر ببخشند ، اى دل * كمترين مُلكِ تو از ماه بُوَد تا ماهى تو دمِ فقر ندانى زدن ، از دست مده * مسندِ خواجگى و مجلسِ توران شاهى [ حافظ ، غزل 479 / 7 و 8 ص 974 ] دولت اندر خدمتِ فقر است و مردم غافلاند * آن كه درويشى گزيند ، پادشاهى مىكند [ وصال شيرازى ] ختام كلام ما دربارهء « فقر » رسالهء [ منهاج السالكين شيخ نجم الدّين كبرى ] است :