سيد محمد دامادى
394
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )
مىآورند كه سالك ، بضرورت ، محتاج است به خوردنى و پوشيدنى و منزلى كه در آن بيارامد ، هرگاه اين مايه از دنيا وى را مالك نباشد - پراكنده دل و پريشان خاطر مىشود و جمعيّت فكر از وى ، روى در حجاب مىكشد و در نتيجه بر خدا اقبال كلّى نتواند كرد و نهايت چنين حالتى - شرك خفىّ است . [ تذكرة الاولياء صص 360 ، 398 ، 656 طبع ليدن ] بعضى نيز ، ترك أسباب و تفرقهء مال و تهىدستى را شرطى لازم براى فقر دانستهاند . به دليل آن كه رزق مضمون است و خدا آن را بر عهده گرفته است . علاوه بر آن كه تملّك مال اندك در غالب اوقات ، محرّك و داعى بر جمع ثروت و مال اندوزى است . اين دسته ، مريدان را در آغاز سلوك ، به ترك مال و خروج از دنيا وى و اسباب معيشت به نحو كلّى مكلّف مىساختهاند . [ تذكرة الاولياء ، ص 498 ، 514 ] محقّقان صوفيّه ، فقر را از أحوال قلب و امرى معنوى مىدانند . اينان ، فقر را به آرامش خاطر در حال تهىدستى و فقد وسايل معيشت ، تعريف كردهاند . بنابراين عقيده ، هرگاه قلب به چنين صفتى ، متحلّى باشد ، داشتن مال و ضياع ، در فقرش خلل نمىافكند . بعضى هم فقر را مرادف فنا و نيستى از خود شمردهاند « فقر ، نزد سالكان ، عبارت از فناء فى اللّه است . » [ تذكرة الاولياء ص 711 ] آنها كه فقر را به معنى ناداشتن و ترك دنياوى گرفتهاند ، فقر را به سه طبقه تقسيم كردهاند : 1 - درويشانى كه هيچ ندارند و به ظاهر و باطن از هيچ كس ، چيزى نمىخواهند و چشمداشت هم ندارند و اگر كسى بدهد - نمىگيرند . 2 - تهىدستانى كه ندارند و نمىخواهند و نمىجويند و خود را در معرض سؤال نمىآورند و اگر كسى بىخواهش چيزى بدهد - مىستانند . 3 - آنها كه ندارند ولى به هنگام حاجت ، از ياران خود بر وجه انبساط ، چيزى طلب مىكنند . [ اللمع ، چاپ ليدن ص 49 - 47 - شرح تعرّف چاپ لكناهو ج 3 ص 126 - 128 - رسالهء قشيريه ، طبع مصر ص 126 - 122 - كشف المحجوب طبع لنينگراد 34 - 21 شرح منازل السائرين ، طبع ايران ، ص 131 - 129 - شرح شطحيات روزبهان طبع طهران