سيد محمد دامادى
383
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )
دونان چو گليمِ خويش بيرون بردند * گويند چه غم گر همه عالَم مُردند قومى برين نمط « 1 » كه شنيدى و طايفهيى نعم نهاده و دست كرم گشاده و طالب ناماند و مغفرت و صاحب دنيا و آخرت چون بندگان حضرت پادشاه عالم عادل مؤيّد مظفّر منصور مالك أزمّهء « 2 » أنام « 3 » حامى ثغور « 4 » اسلام وارث ملك سليمان أعدل ملوك زمان مظفّر الدّنيا و الدّين اتابك ابى بكر بن سعد بن زنگى ادام اللّه ايّامه و نصر اعلامه و أجري بالخير اقلامه « 5 » شعر پدر به جاىِ پسر هرگز اين كرم نكند * كه دستِ جودِ تو با خاندانِ آدم كرد خداي خواست كه بر عالَمى ببخشايد * ترا به رحمتِ خود پادشاهِ عالم كرد قاضى چو سخن بدين غايت رسانيد و ز حدّ قياس ما اسب مبالغه در گذرانيد به مقتضاى حكم قضا رضا داديم و از ما مضى « 6 » در گذشتيم و بعد از مجارا « 7 » طريق مدارا گرفتيم و سر به تدارك بر قدم يكديگر نهاديم و بوسه بر سر و روى هم داديم و فتنه بياراميد و خصومت به صلح انجاميد و ختم سخن برين بود . شعر مكن ز گردشِ گيتى شكايت اي درويش * كه تيره بختي اگر هم برين نَسَقْ مُردى توانگرا چو دل و دستِ كامرانَتْ هست * بخور ، ببخش ، كه دنيا و آخرت بُردي
--> ( 1 ) - طريقه ( 2 ) - جمع زمام به معنى مهار ( 3 ) - مردم ( 4 ) - جمع ثغر به معنى سرحد ( 5 ) - خداوند روزهاى وى را پاينده دارد و علمهاى وى را نصرت و يارى كند و قلمهاى او را به كار خير روان سازد ( 6 ) - آنچه گذشت - گذشته ( 7 ) - در اصل مجاراة بوده يعنى با يكديگر برابرى كردن و راه رفتن