سيد محمد دامادى
376
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )
شعر توانگرانرا وَقفست و نذر و مهمانى * زكات و فِطره و إِعتاق « 1 » و هَدْى « 2 » و قربانى تو ، كِى به دولتِ ايشان رسى كه نتوانى * بجز دو ركعت و آن هم به صد پريشانى اگر قدرت جودست و گر قوّت سجود ، توانگران را به ميسّر شود كه مال مزكّى « 3 » دارند و جامهء پاك و عرض مصون و دل فارغ و ( عاقلان دانند كه ) قوّت طاعت در لقمهء لطيف است و صحّت عبادت در كسوت نظيف پيداست كه از معدهء خالى چه قوّت آيد و از دست تهي چه مروّت و از پاى بسته چه سير آيد و از دست گرسنه « 4 » چه خير شب پراكنده خُسبد آنكه پديد * نَبُوَد وجهِ بامدادانش مور ، گِرد آوَرَد به تابستان * تا فراغت بُوَد زمستانش يقين است كه فراغت بافاقه نه پيوندد و جمعيّت در تنگدستى صورت نبندد يكى تحريمهء « 5 » عشا بسته و ديگرى منتظر عشا « 6 » نشسته هرگز اين بدان كى ماند ؟ بيت خداوندِ مُكنت به حق مشتغلِ * پراكنده روزى پراكنده دل لا جرم عبادت اينان به قبول نزديك كه جمعاند و حاضر نه پريشان و پراكنده خاطر ، اسباب معيشت ساخته و به اوراد « 7 » عبادت پرداخته عرب گويد : أعوذ باللّه من الفقر المكبّ و مجاورة من لا احبّ « 8 » و همچنين در خبر است كه الفقر
--> ( 1 ) - بنده آزاد كردن ( 2 ) - قربانى كه حجّاج بواسطه محاصرهء دشمن و نرسيدن بمكّه بانجا فرستند ( 3 ) - زكات داده شده ( 4 ) - يعنى آدم گرسنه ( 5 ) - گفتن تكبيرة الاحرام ( 6 ) - بفتح اوّل غذاى شب ( 7 ) - جمع ورد بمعنى ذكر ( 8 ) - به خدا پناه ميبرم از فقرى كه شخص را به رو مىاندازد و همسايگى كسى كه ويرا دوست ندارم . در نسخه مجاورة من لا تحبّ نوشته شده