سيد محمد دامادى
374
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )
و إن غاب لم يشفق عليه خليله * و إن عاش لم يسرر صديقا بقاؤه و للموت خير لأمرء ذي خصاصة * من العيش في ذلّ يقلّ غناؤه توانگرى همه عيبى چنان بپوشاند * كه عيبهات به يكبارگى هنر گردد إذا قلّ مال المرء لانت قناته * و هان على الأدنى فكيف الأباعد [ هرگاه مال مرد كم شود ، نيزهء او نرم مىشود [ كسى اعتماد به فكر و اعتنا به شأن او نمىكند و خوار مىشود در چشم كسى كه خويش و نزديكتر به او است ، پس چگونه است حال كسانى كه به او دوراند نسبت به او ] [ لم يسمّ قائله ] در كتاب « مغنى » در شاهد كيف - كه عيسى بن موهب قائل شده است كه در بيت عاطفه واقع شده است يعنى فالأ باعد و حال آن كه در محلّ رفع است بنابر آن كه خبر براى مبتداى محذوف بوده باشد يعنى فكيف حال الأباعد « متبنّى » مىگويد : فلا مجد فى الدّنيا لمن قلّ ماله و در متون فارسى آمده است : « هر كلمتى و عبارتى كه توانگرى را مدح است ، درويشى را نكوهش است . اگر درويش دلير باشد ، بر حمق حمل افتد ، و اگر سخاوت ورزد به إسراف و تبذير منسوب شود ، و اگر در إظهار حلم كوشد - آن را ضعف شمرند وگر به وقار گرايد - كاهل نمايد و اگر زبان آورى و فصاحت نمايد - بسيار گوى نام كنند ، وگر بمأمن خاموشى گريزد ، مفحم خوانند . » [ كليله و دمنه 175 / 10 - 14 ] « بدان كه هر خصلتى كه آن ستايش توانگرانست هم آن خصلت ، نكوهش درويشانست . » [ قابوس نامه ص 104 س 15 - 16 ] سعدى ؛ در باب هفتم گلستان براى آنكه توانگران لئيم و خداوندان نعمت را كه رعايت مسكينان نكنند و حقّ بيچارگان و درويشان را نگزارند نكوهش و مذّمت نمايد و معايب و سوء اخلاق و عادات و قبايح رفتار ايشان را كاملا تشريح كند حكايت