سيد محمد دامادى

369

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )

دگر قبله ميانِ شرق و غرب است * ازين رو در ميانِ نور غرق است نماند سايه كردارِ سياهى * زهى نورِ خدا ظلِّ الهى به دستِ او چو شد شيطان مسلمان * به زير پاىِ او ، شد سايه پنهان مقصود آنست كه نفس امّارهء خود را به مطمئنه رساند . چنان كه در كلام قرآن كريم آمده است : « أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ » . يعنى مطيع امر حق گرداند . [ بعضى از تأويلات گلشن راز صص 135 - 142 ] چون كه بر سايه اعتماد نداشت * كانَ يَمشى و مالَهُ ظِلٌ سيّدِ كاينات فخرِ رُسُل * قالَ مالي مِنَ الورا خِلٌ با نَفَسِ هر كه در آميختم * مصلحت آن بود كه بگريختم سايهء كس فرِّ همايى نداشت * صحبتِ كس بوىِ وفايى نداشت سايه ، پيغمبر ندارد هيچ مىدانى چرا * آفتابى چون على در سايهء پيغمبر است اى بال گشاده باز چترت . . . يعنى اى [ پيامبرى ] كه سيطره و استيلاى تعليمات اخلاقى و اسلامى تو ، همچون باز چتر بال گشاده - سايه بر سر عالم انداخته و [ اهل ] عالم را زير پر خود [ تحت نفوذ معنوى خود ] قرار داده است . طوطى ؛ پرنده‌يى است سبز رنگ كه به مناسبت سهولت تقليد آواى آدمى ، قابل ملاحظه است و در نواحى گرم و مرطوب افريقا و هند - زيست مىكند و از اوصافش شكرشكنى ، شكرفشانى ، شكر مقالى و شكر نثارى و شيرين زبانى و شيرين سخنى و . . . است . « عطّار » در « منطق الطير » طوطى را نمودار كسانى مىداند كه بر دوام زندگى و حيات جاويد ، عشق مىورزند و بدين جهت طالب آب حيات‌اند و اگر آب حيات را