سيد محمد دامادى

356

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )

نهم ؛ تواضع ، دهم ؛ حميّت و يازدهم ؛ رقّت [ اخلاق ناصرى ص 113 ] حلم ؛ طمأنينه است هنگام شدّت غضب و گويند تأخير در كيفر دادن ستمكاران است [ تعريفات جرجانى ] بر تو خوانم ز دفترِ إخلاق * آيتى در وفا و در بخشش با تو گويم كه چيست غايت حلم * هر كه زَهرت دهد ، شكر بخشَش هر كه بخراشَدَت جگر ، به جفا * همچو كانِ كريم ، زر بَخْشَش كم مباش از درختِ سايه فكن * هر كه سنگت زَنَد ، ثمر بخشَش از صدف ياد گير نكتهء حِلم * آن كه بُرَّد سَرَت ، گهر بَخْشَش [ ديوان ابن يمين صص 437 و 438 به اهتمام حسينعلى باستانى راد - طهران 1344 شمسى ] لنگرِ حلمِ تو ، اى كشتىِ توفيق كجاست * كه درين بحرِ كَرَم ، غرقِ گناه آمده‌ايم [ حافظ ، غزل 359 / 5 ص 374 ] شگرف ؛ به كسر شين و فتح گاف ، قوى و سطبر [ برهان ] بزرگ و عجيب [ رشيدى ] از اين زمانهء جافى و گردشِ شب و روز * شگرف گشت صبور و صبور گشت شگرف [ كسايى ] تو گفتى كه ابرى برآمد شگرف * بران بىثمر ژاله باريد و برف به سرما و گرماىِ سخت و شگرف * بر آن كوه‌ها ؛ ميغ بودى و برف [ اسدى ]