سيد محمد دامادى
350
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )
شاد باش بر تخت زرين و انوشه خور به جام جمشيد و رسم نياكان در همّت بلند و نيكوكارى و ورزش داد و راستى نگاه دار ، سرت سبز باد و جوانى چو خويد ، اسبت كامگار و پيروز و تيغت روشن و كارى به دشمن و بازت گيرا و خجسته به شكار و كارت راست چون تير ، و هم كشورى بگير نو ، بر تخت با درم و دينار ، پيشت هنرى و دانا گرامى ، و درم خوار و سرايت آباد و زندگانى بسيار . » به هر حال وقتى ايرانيان در دستگاه خلافت عبّاسى ، نفوذ عميق فرهنگى و سياسى پيدا مىكنند و « معتمد » خليفهء عبّاسى هم مراسم اعياد ايرانى را إحياء مىكند ، بحترى شاعر عرب اين جشن را چنين ستايش كرده است : إنّ للمهرجان حقّا على كلّ * ل كبير من فارس و صغير عيد آبائك الملوك ذوى التي * جان اهل النهى و اهل الخير من قباد و يزدجرد و فيرو * زو كسرى و قبلهم اردشير [ ص 270 ديوان بحترى ] فردوسى كه به ايران و شؤون ايرانيان علاقهيى فراوان دارد و اين دلبستگى در اشعارش آشكار است در طىّ وصيّت دارا به اسكندر ، پس از آن كه روشنك - دخترش را به دو مىسپرد ، آرزو مىكند از وى فرزندى پديد آيد كه دين زردشتى و جشنهاى ايرانى و نوروز را زنده و جاويدان گرداند : . . . مگر زو بينى يكى نامدار * كجا نو كند ، نامِ اسفنديار بيارايد اين آتشِ زردهشت * بگيرد همى زند و استا به مشت نگهدارد اين فرّ و جشنِ سَده * همان فرِّ نوروز و آتشكده و فخر الدّين أسعد گرگانى هم در « ويس و رامين » از نوروز به خوبى و شادى ياد مىكند : ز روىِ هر دوان ، شب روز گشته * ز شادى روزشان نوروز گشته [ ويس و رامين ص 282 چاپ تهران / 1314 ]